بچه ها امروز رفتم خونه مادر شوهرم، یه خواهر شوهر دارم عقده بعد منم تقریبا چند ماهه ازدواج کردم یه سقطم داشتم داشتیم درمورد بچه حرف میزدیم بعد مادر شوهرم گفت زن عمو میگه ایشالا لب و دهن بچه پدرام نکشه به مهشید دهنش گشاده و شروع کرد خندیدن گفت ایشالا لب و دهنش بکشه به پدرام یا پریسا (خواهر شوهرم) من نمیگم من از خواهر شوهرم سر ترم از نظر قیافه ولی تقریبا یه سطحیم انقدر دلم شکست خیر سرم مادر شوهرم خالمه بع نظر شما دهن من گشاده فقط تو آینه ام دو ساعته خیلی ناراحتم
واقعا خجالت میکشم که خالم (مادر شوهرم) همچین رفتاری باهام داره اخه این چه خاله ایه از هفت پشت غریبه بدتره همش بین من و شوهرم دعوا راه مینذازه از بس اذیت میکرد از خونش رفتم جای دیگه