بچه ها امروز رفتم خونه مادر شوهرم، یه خواهر شوهر دارم عقده بعد منم تقریبا چند ماهه ازدواج کردم یه سقطم داشتم داشتیم درمورد بچه حرف میزدیم بعد مادر شوهرم گفت زن عمو میگه ایشالا لب و دهن بچه پدرام نکشه به مهشید دهنش گشاده و شروع کرد خندیدن گفت ایشالا لب و دهنش بکشه به پدرام یا پریسا (خواهر شوهرم) من نمیگم من از خواهر شوهرم سر ترم از نظر قیافه ولی تقریبا یه سطحیم انقدر دلم شکست خیر سرم مادر شوهرم خالمه بع نظر شما دهن من گشاده فقط تو آینه ام دو ساعته خیلی ناراحتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وای عاشق این جور لب و دهن هستم از حسادتشونه خیلی هم خوبه
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
ببخشید ولی دهن گشاد برای کسیه که زیاد و بی مورد حرف میزنه و نظر میده....... خیلی هم زیبایی و مطمئنم خنده زیبایی هم داری...... ناراحتیتو نشون بده تا دیگه تکرار نکنه نه اینکه تو دلت ناراحت شی و غصه بخوری
پسرخالم پنهانی ازم خاستگاری کرد و برام نشون آورد و گفت مامانم اینا بفهمن قضیه رو خوشحال میشن. .... بعد که خاله م فهمید یه آشوبی انداخت که توی کل فامیل سر و صدا شد. .... منم نشون رو انداختم دور. .... بعد حالا رفته دختر جاریش رو برای پسرش گرفته که اون دختره چشم دیدنشونو نداره و همش خاله م تظاهر میکنه که مثلا راضیه. ... من که از خاله دلم خونه
دکتر بهم گفت به خاطر بیشتر استرس این بلا سر بچم اومد و همش تقصیر خونواده شوهرم بود که واسم مشغله فکری درست میکردن الانم که اومدم یع خونه دیگه یه جور دبکه دارن اذیتم میکنن همش شوهرم رو پر میکنن بیاد منو ادیت کنه