بخدا خسته شدم اگه با این کثافت ازدواج نمیکردم قطعا موقعیت بهتری برام پیدا میشد
از همون اول عقد فهمیدم معتاده عین یه انگل وای خدایا از دست این مرد ب کجا رسیدم ک انقد فحش میدم خلاصه ترک کرد دوباره بعد عروسی و بدنیا اومدن بچم دوباره معتاد شد ک این بار مامانم پیغام ب خانوادش فرستاد ک بیان جمعش کنن خلاصه پدرشوهرم داد و بیداد و بزور بردش کمپ ترک کرد دوباره لعنتی شروع کرده بخدا دارم روانی میشم عیدی روم نمیشه جایی برم از بس قیافه اش تابلوعه بابام سری قبل گفت بیا طلاق بگیر این ادم بشو نیست منه خر گوش نکردم بقران خسته شدم فقط میخام گریه کنم امشب گفتم میرم ب بابات میگم گفتم اخه کثافت چه دردی داری تو ک مواد میزنی قسم خورد ترک میکنه بعد اومد سمتم دعوا