من خیلی غصه میخورم واقعا نمیدونم چکار کنم پانزده ساله ازدپاج کردم هشت سال پیش متوجه شدم همسرم اهل خیانت کردنه ولی بخاطر اینکه دوتا بچه داشتم سعی کردم به زندگی ادامه بدم .....تااینکه
چهار سال از اون ماجرا گذشت . ومن دوباره متوجه خیانتهای جنسی پی در پی همسرم شدم و تمام تنم می لرزید یکی دوبار به روش اوردم ولی گفتش که من عاشق اینکار هستم و اسلام گفته و حق دارم...
باز من تحمل کردم اینقدز تحمل کزذم . نترل کردم مخدیگه داشت حالم بهم میخئرد فمرش کنید ونج ماه هرروزسر کیفش بودم کاندوم و قرص تاخیری مشت مشت مصرف یکرد رابطه جنسیمو باهاش قطع کردم وبعد از پنج ماه بهش گفتم بیا جدا بشیم توافقی قبول نکرد و کار خودش رو کتمان هم نمیکرد من باهاش سر سنگین بودمو طلاق میخواستم ولقعا خسته شده بودم
از لحاظ روانی اسیب دیدم شدید حالم ازش بهم میخوره از بوی عطرش از نفسش از حرف زدنش تتفر دارم... بعداز کفتن اینکه حرف جدایی شد من فکر کردم میترسه و تکرار نمیکنه امام باز ادامه میده من متوجه میشم ببخشید اینو میگم میرم لباس زیرشو بو میکنم یو عطر میده وخورده های دستمال کاغذی توش هست...خانوما .....