روز عید خونه مادرشوهربوديم،خواهر شوهرم پرسید داداشا چن ب خانوما عیدی دادن?برادر شوهرم گفت 300.شوهرم نبود.بعد برادر شوهرم گفت تو چن گرفتی?من یکم مکث کردم ،گفتم خيليييي.گفت خب چند?گفتم 3تومن.آخه چن وقت پیش ی سه تومن شوهرم ریخته بود ب حسابم.بعد جاريم با ی حالتی گفت،خب حداقل می گفتی 320.منم گفتم اولش ميخاستم دروغ بگم،نتونستم دیگه.بعد گفت مانتوت اصلا خوب ندوخته ،چقد چيناش درشته.من اصلا سوال نکرده بودم.هی چرت و پرت میگفت.اه...وقتی می بینمش کلا اعتمادی نفسم داغون میشه.اعصابم ب هم ميريزه
عضو تاپیک بامداد خمار.تاریخ شروع ۷بهمن۹۹زیرگروهابییییی💎وزن شروع۷۰👈وزن هدف۵۹....قد۱۶۳.رژیم شیردهی👨👩👦🌸🍼همت من به بلندای درخت ارزوست...من میتونم خوش هیکل باشم📸
وقتی برادرشوهرت ازت پرسید باید میگفتی اصلا عیدی دادن و ندادنش مهم نیست، خودش واسم همه جوره عزیزه. ا ...
حرف خیلی خوبی زدي.ولی اگه اینجوری می گفتم ،نميگفتن لابد چیزی نداده و داره زبون بازی درمیاره?
عضو تاپیک بامداد خمار.تاریخ شروع ۷بهمن۹۹زیرگروهابییییی💎وزن شروع۷۰👈وزن هدف۵۹....قد۱۶۳.رژیم شیردهی👨👩👦🌸🍼همت من به بلندای درخت ارزوست...من میتونم خوش هیکل باشم📸
حرف خیلی خوبی زدي.ولی اگه اینجوری می گفتم ،نميگفتن لابد چیزی نداده و داره زبون بازی درمیاره?
اشکالی نداره، وقتی ببینن تو واست اهمیت نداره خودشون ضایع میشن. بعدم سختیش یه باره دیگه دفعه بعد به خودشون اجازه نمیدن سوال خصوصی بپرسن چون میدونن نه جوابی میگیرن نه شیطنتی میتونن بکنن.
شخصیت از جایی شروع میشه که مقایسه اونجا رو ترک کنه.