دوستان راستش من یه برادر معلول دارم مامانم الان که من تو خونم کلی کمک دستشم.الان بحث خواستگار و ازدواج من بیش اومده راستش من نمیتونم مامانم رو تنها بزارم برم دنبال زندگیم چون مامانم کمکی نداره بابام هست ولی خوب یه کارایی هست که اون مرده نمیتونه انجام بده خداییش خونوادم تو ازدواج من منطقی عمل میکنن اهل زور گفتن نیستن ولی من میدونم اگه ازدواج کنم مامانم خیلی تنها میشه نمیدونم چیکار کنم نمیشه که تا اخر عمر مجرد موند از طرفیم نمیتونم به ازدواج فکر کنم.
راه های دیگه ای برای کمک به خانوادتون هست، مثل پرستار گرفتن
اینکه دوست داشتنیم تقصیر من نیست خوش شانسیه توئه 😎 یک جذاب مغرور آزاد، از اونا که تیپهای سنگین و خاصی میزنن 👔ادکلن خاص،سوار ماشین مشکیشون میشن و ساعت 1 شب به بعد تنها تو خیابونا رانندگی میکنن 🚗 در حالی که یه آهنگ خاصو 100 بار گوش میکنن، همونایی که تنها کافه و رستوران میرن... شبا تنهایی قدم می زنن، از دورکه نگاشون میکنی ابروهاشون گره خورده تو هم... همش فکر میکنن، ولی وقتی نزدیک میری و باهاشون صحبت میکنی با نگاه و آرامش خاصی باهات حرف میزنن ! ازاونا که بهترین آدما برا درد و دلن، همونایی که راجبه همه چیز اطلاعات دارن و نگفته میفهمن، از اون جذابایی که خیلی سخت اعتماد میکنن ! اگه بهشون دروغ بگی ، سعی نمیکنن ثابت کنن و مچ بگیرن، بلکه...یه لبخند کوچیک با چشای خمار میزنن و آروم پا میشن و میرن...