الان رو تخت دراز كشيدم
باردارم و دكتر استراحت داده شبي. شوهرم كه از فوتبال اومد كلي سر صدا كرد كه چرا خونه كثيفه چرا خواهرتو مادرت تميز نكردن يعني نيومدن تميز كنن يه ساعتي گفت و من سكوت كردم اخر گفتم وظيفه هيچ كس نيست كه خونه منو تميز كنه گفت پس كور بسو خودت تميز كن بعدم رفت خابيد تا الان هم گرد گيري كردم هم جارو كشيدم همه كار كردم خونم نسبتا تميز شده همراه كار كردن تا الان اشك ريختم دلم نمياد نفرينش كنم يه بار كردم بدجور چوبشو خورد از اون نفرين خودمم خيلي اذيت دم بخاطر وابستگيم بهش
فقط گفتم حي علي خير العمل