2777
2789
نه واسه من کمتر از ۳سال شد مثلا ۲سال و نیم!!!اگه قاضی آدم خوبی باشه زودتر کارت راه میفته... درخواست ...

الان هنوز پرونده مهریه ت بازه؟؟

آخه تازه چند روزه حکم جلبش رو گرفتم 

ودلم به طلاق راضی نبود و نیست 

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
گندم عزیز شما خوبه بچه نداری پسرم شده بازیچه دست شوهرم تا بوسیله اون منو آزار بده من چندین بار قبلا ...


اهوم😢خیلی سخته بابچه...

خداروشکر من بچه نداشتم و راحت بودم

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی داغون شدم!!ولی خب گذشت دیگه.. کارمیکردم و بیشتر سرگرم کارم بودم..تو خونه اصلا طاقت نداشتم

من لیسانسموبیکار

اصن نمی‌گذره برام

راضی ب طلاقت بود؟

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
الان هنوز پرونده مهریه ت بازه؟؟ آخه تازه چند روزه حکم جلبش رو گرفتم  ودلم به طلاق راضی نبود و ...


آره با اینکه من دوباره ازدواج کردم ولی هنوز پرونده مهریه ادامه داره و تا پرداخت نشه هنوز ادامه پیدا میکنه

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
آره با اینکه من دوباره ازدواج کردم ولی هنوز پرونده مهریه ادامه داره و تا پرداخت نشه هنوز ادامه پیدا ...

آها بعد عزیزم من الان حکم جلبش رو گرفتم بنظرت دادخواست طلاق بدم و بازم نیاد دادگاه چقدر زمان می‌بره غیابی طلاقم بدن؟

آخ دلم اصلا طلاق نمی‌خواد خیلی دوسش دارم بعد شوهرم نمیتونم تو چشم هیچ مردی نگاه کنم می‌دونم

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
من لیسانسموبیکار اصن نمی‌گذره برام راضی ب طلاقت بود؟


بگرد یه کاری پیدا کن حتی اگه به رشته و تحصیلاتت ربطی نداشته باشه ...

من خودم اولش راضی به طلاق نبودم ولی بعدش راضی شدم.چاره ای نبود..

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
بگرد یه کاری پیدا کن حتی اگه به رشته و تحصیلاتت ربطی نداشته باشه ... من خودم اولش راضی به طلاق نبود ...

عزیزم الان چندسالته؟ بچه داری؟

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
آها بعد عزیزم من الان حکم جلبش رو گرفتم بنظرت دادخواست طلاق بدم و بازم نیاد دادگاه چقدر زمان می‌بره ...


اول درخواست طلاق بده و کارهاشو بکن بعد برو جلبش کن...چون اگه جلبش کنی و پول نداشته باشه میفته زندان و تموم دادگاه رو مجبورش میکنن که بیاد!!!..

چرا میخوا جدا بشی وقتی این همه دوسش داری؟؟؟

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
بگرد یه کاری پیدا کن حتی اگه به رشته و تحصیلاتت ربطی نداشته باشه ... من خودم اولش راضی به طلاق نبود ...


چه شبیه من بودی یا من شبیه شما حس میکنم با این حجم دوست داشتن نمیتونم بعد طلاق کسی رو دوست بدارم 

می‌دونم تو هم اون موقع ها همچین حسی داشتی واقعا حست درست نبود بعد ازدواج مجددت دیگه همسرسابقتو دوست نداری اصلا؟حسی بهش نمونده

ببخشید بخاطر خودم میپرسم اگه دوست داشتی واسم بگو

چون خودم راضی نیستم اما مجبورم واسه طلاق چاره ای ندارم 

خیلی دوسش دارم با تمام بدی هابی که در حقم کرد


خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
عزیزم الان چندسالته؟ بچه داری؟


تازه رفتم تو ۲۲سال نه بچه ندارم..

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
اول درخواست طلاق بده و کارهاشو بکن بعد برو جلبش کن...چون اگه جلبش کنی و پول نداشته باشه میفته زندان ...

گندم جون منم مثل خودت راضی به طلاق نیستم چاره ای ندارم چون که اون دیگه کاری باهام نداره هیچ کاری

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
اول درخواست طلاق بده و کارهاشو بکن بعد برو جلبش کن...چون اگه جلبش کنی و پول نداشته باشه میفته زندان ...

دیگه حکم جلبش رو گرفتیم و اجرا گذاشتیم می‌دونم با این وجود دیگه میاد جلو واسه طلاق 

من دردم اینه طلاق رو دوست ندارم به هر طریقی تلاش کردم که برگردم اما....اون نخواست 

من خیلی تلاش کردم خیلی

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
چه شبیه من بودی یا من شبیه شما حس میکنم با این حجم دوست داشتن نمیتونم بعد طلاق کسی رو دوست بدارم&nbs ...


چرا خیلی دوسش داشتم خیلی ولی اون خیلی نامردی درحقم کرد...خیلی جا ها آبرمو برد...خیلی تهمت زد بهم ..با اینکه من اهل هیچ کدومش نبودم...بعد صيغه طلاق دیگه واقعا مهرش از دلم رفت...

الانم اینقدر درگیر زندگی خودمم که کلا گشته رو فراموش کردم....بعد ازدواج دومم فهمیدم زندگی و عشق یعنی چی😍محبت شوهر به زن یعنی چی😃..

هیچ حسی ندارم اصلا بهش...تموم شد دیگه  

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
گندم جون منم مثل خودت راضی به طلاق نیستم چاره ای ندارم چون که اون دیگه کاری باهام نداره هیچ کاری


چرا جدا میشی مشکل اصلیت چیه عزیزم؟؟؟؟بعضی چیزا رو میشه با حرف درست کرد...چندتا بزرگتر بیان حل کنن مشکلتون رو دیگه😔

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   negg_arr  |  3 ساعت پیش
توسط   آهو1957  |  1 ساعت پیش
توسط   aypari  |  3 ساعت پیش