2777
2789
وقتی دادخواست عدم تمکین نداده یعنی میخادبرگردی فقط قصدس اذیت کردنه 

خیلی عوضیه

هدفش روحیه

داره روحمو نابودمیکنه عوضی


مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
کاش دوباره میرفتی خونه شاید باردوم راه میداد و اگه راه نمیداد زنگ میزدی پلیس بیاد یکباردیگه برو دم خ ...

واای خدا چه گرفتاری شدم بااین احمق

اونجوری هم میخواد آبروریزی بشه

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گندم جون یکم بامن حرف بزن من الان همینطورم انقدغصه میخورم که چرا منو اون همه اذیت کردن بعد دخترای خو ...


ترخدا اشتباه منو تکرارکن من سنم کم بود ..هیچ کسم تو خانواده درجه یک مون طلاق نگرفته بود تاحالا😢من سوختم ..داغون شدم اگه بابام حمایتم نمیکرد دق میکردم😢..خداروشکر الان زندگی خوبی دارم همسرخوب دارم...

سرنوشت ماهم اینجوری بوده دیگه...

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
منم دارم نابودمیشم از دردنامردیش شرف نداره بیاد بگه طلاقت میدم اصن شما توافقی جداشدین یا مهریه گرف ...


من ۳سال یا یکم کمتر درگیر دادگاه و ...بودم😢من خودم اول درخواست نفقه کردم ..بعد درخواست طلاق.. بعدشم درخواست مهریه!!!باور میکنی هنوز پرونده ام بازه و داره ادامه پیدا میکنه...همسر بی شرف من اصلا تو چندسال یکبارم دادگاه نیومد...واسه همین همه چیز به نفع من شد...

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
من ۳سال یا یکم کمتر درگیر دادگاه و ...بودم😢من خودم اول درخواست نفقه کردم ..بعد درخواست طلاق.. بعدشم ...

عجب پس خ طولانیه

پس چجوری زود ازدواج کردی؟ بعد مهریه رو هنوزم داره میده ؟ چجورشد؟

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
عجب پس خ طولانیه پس چجوری زود ازدواج کردی؟ بعد مهریه رو هنوزم داره میده ؟ چجورشد؟


اشتباه کردم تو ۱۶سالگی عاشق شدم باکسی ازدواج کردم لیاقت نداشت😢بدل و شکاک و دست بزن ..ولی واسه اینا جدا نشدم...به خاطر۲نفردیگه که آتیش انداختن تو زندگی مون جداشدم...خودش پشتمو خالی کرد من یکسال اول خیلی پشتش بود چون دوسش داشتم نمیخواستم از دستش بدم..ولی اون نخواست ...بعد یکسال پشیمون شد و اومد خیلیم التماس و گریه کرد ولی من دیگه نخواستمش...

__واسه من خیلی طولانی شد چون همه رای ها غیابی بود و ۲۰روزم وقت اعتراض واسه اون بود واسه همین خیلی طولانی شد ..یه قاضی بد هم گیرم افتاده بود که فقط عقب مینداخت پرونده رو....

من ۳ماه مونده بود که وقت محضربشه درخواست مهریه دادم ..الان حکمش اومده و باید قسط بندی بشه و بده..چون من نگذشتم از مهریه ام

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
اشتباه کردم تو ۱۶سالگی عاشق شدم باکسی ازدواج کردم لیاقت نداشت😢بدل و شکاک و دست بزن ..ولی واسه اینا ...

آهان درست،ممنون که توضیح میدی عزیزم

خب چجور شوهر کردی ؟ یعنی هنوز طلاقت نداده بود تونستی ازدواج کنی؟ جریان ازدواجتون رومتوجه نشدم

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
آهان درست،ممنون که توضیح میدی عزیزم خب چجور شوهر کردی ؟ یعنی هنوز طلاقت نداده بود تونستی ازدواج کنی ...


نه دیگه من دی ۹۵جداشدم کلا ...رفتیم محضر و صیغه طلاق خونده شدوتو شناسنامه ثبت شد..و تموم..

سال ۹۶همسرم با پدرش میاد شهرمون زیارت (فامیلیم)همسرم تا حالا شهرما نیومده بود سال ۹۶برای اولین بار اومده بود که ازم خوشش اومد و بعدش به خانوادش گفته بود و خانوادشم به بابام...

بابام شرایط منو براش توضیح داده بود..همسرمم قبول کرد و ما ۱۲عید نامزد کرد تا ۴ماه نامزد بودیم بعدش عقد کردیم ۲ماهم تو عقد بودیم شهریورم عروسی کردیم

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
نه دیگه من دی ۹۵جداشدم کلا ...رفتیم محضر و صیغه طلاق خونده شدوتو شناسنامه ثبت شد..و تموم.. سال ۹۶هم ...

عزیزم الهی خوشبخت بشی فدات شم 

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
عزیزم الهی خوشبخت بشی فدات شم 


همچنین😘😘غصه نخور همه چیز بسپار به خدا و واسه خودت یه کار جورکن یا یه سرگرمی که دیگه بهش فکرنکنی

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
ترخدا اشتباه منو تکرارکن من سنم کم بود ..هیچ کسم تو خانواده درجه یک مون طلاق نگرفته بود تاحالا😢من س ...

گندم عزیز شما خوبه بچه نداری پسرم شده بازیچه دست شوهرم تا بوسیله اون منو آزار بده من چندین بار قبلا امضاتو خونده بودم ولی فک نمیکردم قبلا جداشدی برات بهترین هارو آرزو میکنم خداروشکر که خوشحالی

همچنین😘😘غصه نخور همه چیز بسپار به خدا و واسه خودت یه کار جورکن یا یه سرگرمی که دیگه بهش فکرنکنی

عزیزم شما چقدر صبور بودی سه سال بلاتکلیف

مــن،دلم روشن است...خــدا هنوز دوستمــان دارد ⁦♥️⁩🙃⁩
من ۳سال یا یکم کمتر درگیر دادگاه و ...بودم😢من خودم اول درخواست نفقه کردم ..بعد درخواست طلاق.. بعدشم ...

سلام گلم خوبی منم دقیقا الان تو شرایط شما هستم 

همسرم هیچ دادگاهی نمیاد هیچ جلسه ای حتی حکم جلبش  رو هم گرفتم حتی هر چی حکم مهریه دادن فرصت اعتراض هم داشت نیومد همون ۲۰روز منظورمه

بنظرت منم چون شوهرم دادگاه نمیادباید ۳سال درگیر باشم؟

اما قاضی من آدم خیلی خوبی هست 

خودش گفت اگه نیاد مجبوری خودت هم دادخواست طلاق بدی.

یه خورده منو راهنمایی می‌کنی گلم 

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
سلام گلم خوبی منم دقیقا الان تو شرایط شما هستم  همسرم هیچ دادگاهی نمیاد هیچ جلسه ای حتی حکم جل ...


نه واسه من کمتر از ۳سال شد مثلا ۲سال و نیم!!!اگه قاضی آدم خوبی باشه زودتر کارت راه میفته...

درخواست طلاق بده دیگه چرا صبر کردی؟؟؟من بعد گرفتن حکم جلب نفقه ..رفتم جلبش کردم..پولو پرداخت کرد ولی بازم ادامه دادگاهو نیومد😐 بعد اون درخواست مهریه کردم بعد چندماهشم طلاق

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
عزیزم شما چقدر صبور بودی سه سال بلاتکلیف


خیلی داغون شدم!!ولی خب گذشت دیگه..

کارمیکردم و بیشتر سرگرم کارم بودم..تو خونه اصلا طاقت نداشتم

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   aypari  |  11 دقیقه پیش
توسط   سونی_ا  |  8 دقیقه پیش