2777
2789
چرا خیلی دوسش داشتم خیلی ولی اون خیلی نامردی درحقم کرد...خیلی جا ها آبرمو برد...خیلی تهمت زد بهم ..ب ...

خداروشکر گندم عزیزم خیلی خوشحالم کردی چون منم دقیقا الان شرایطم مثل گذشته تو هستش دوسش دارم میگم اگه تااخر عمر دوسش داشته باشم که دیگه نمیتونم به زندگی ادامه بدم حس میکنم بعد شوهرم نمیتونم تو چشمهای هیچ مردی نگاه کنم

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
عزیزم پس خداروشکر سنت کمه منم ۲۳سالمه الهی همیشه خوشبخت باشین💓


فداتشم همچنین انشالله تو سال جدید بهترین ها برات اتفاق بیفته

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا جدا میشی مشکل اصلیت چیه عزیزم؟؟؟؟بعضی چیزا رو میشه با حرف درست کرد...چندتا بزرگتر بیان حل کنن مش ...

خیلی تلاش کردم خیلی خیلی حیف الان مجال گفتن نیست اما خونوادش واسطه کردم دوستاشو‌ خونواده خودمو منتها حتی حتی یکبار حاضر نشد جوابم رو بده تو بگو یه دونه پیام هم راضی نبود که نبودجوابم رو بده ۷ماه هست یه دونه پیام هم نداده 

فقط گفته طلاق اونوقت هیچ کدوم از جلسات رو نمیاد  اصلا راضی نمیشه به هیچ وجه 

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
دیگه حکم جلبش رو گرفتیم و اجرا گذاشتیم می‌دونم با این وجود دیگه میاد جلو واسه طلاق  من دردم ای ...


عزیزم مطمن باش پشیمون میشه😔ولی یه زمانی که خیلی دیر شده...

غصه نخورانشالله تو سال جدید بهترین ها برات اتفاق بیفته

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
خداروشکر گندم عزیزم خیلی خوشحالم کردی چون منم دقیقا الان شرایطم مثل گذشته تو هستش دوسش دارم میگم اگه ...


نه مطمن باش خدا مهرشو از دلت بیرون میکنه منم همینجوری فکرمیکردم ...دیگه سرنوشت ما همین بوده...خدا بزرگه غصه نخور 

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
عزیزم مطمن باش پشیمون میشه😔ولی یه زمانی که خیلی دیر شده... غصه نخورانشالله تو سال جدید بهترین ها ب ...

ممنون عزیزم 

نه خیلی مغروره اصلا پشیمون نمیشه می‌دونم من خیلی تلاش کردم برگردم اما از شبی که قهر کردم حتی حاضر نشد یک دونه پیام جوابمو بده هر چقدر اصرار کردم جوابم نداد حتی یکبار حتی یکبار خیلی تلاش کردم خیلی اما ۷ماه میگذره که فاصله افتاده و اون منو نمی‌خواد

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
خیلی تلاش کردم خیلی خیلی حیف الان مجال گفتن نیست اما خونوادش واسطه کردم دوستاشو‌ خونواده خودمو منتها ...


انشالله که مشکلاتت حل بشه ...

ولی اگه همسرت نمیخواد دیگه تلاش نکن!!!

خودت اذیت میشی...

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
نه مطمن باش خدا مهرشو از دلت بیرون میکنه منم همینجوری فکرمیکردم ...دیگه سرنوشت ما همین بوده...خدا بز ...

ممنون عزیزم یه خورده حالم خوب شدامید گرفتم  که گفتی تو هم اوایل مثل من بودی و با شنیدن حرفات 🌺

امضات هم خیلی قشنگه خوشبخت بشی آبجی گلم 

فقط یه سوال دارم ببخشید وقتی همسرت بهت نزدیک میشه و بهت محبت می‌کنه یاد اولی نمیفتی؟

شایدبگی اون اصلا محبت نداشته اما خب اوایل قطعا یه محبت هایی بازم بوده بینتون اونا منظورمه یادش نمیفتی الان دیگه

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
ممنون عزیزم  نه خیلی مغروره اصلا پشیمون نمیشه می‌دونم من خیلی تلاش کردم برگردم اما از شبی که ق ...


مطمن باش پشیمونه ولی چون مغروره نمیخواد غرورشو بشکنه...میخواد رو حرفش بمونه..

فکرمیکنه اگه ازت جدابشه راحت میشه یا دوباره ازدواج میکنه با یکی بهتر.....یه روزی میفهمه اشتباه کرده.

دیگه تلاش نکن براش..

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
مطمن باش پشیمونه ولی چون مغروره نمیخواد غرورشو بشکنه...میخواد رو حرفش بمونه.. فکرمیکنه اگه ازت جداب ...

خیلی بهم حرف زده پیش اقوامش هر چی بینمون بوده خصوصی بینمون رو گفته پیش خانوادش که هیچ پیش اقوامشم گفته و گفته فقط واسه امضا آخر طلاق میام خیلی هم تهدیدم کرده که برنگرده خونه آخه من چندین بار خواستم برگردم خونه مون

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
ممنون عزیزم یه خورده حالم خوب شدامید گرفتم  که گفتی تو هم اوایل مثل من بودی و با شنیدن حرفات 🌺 ...


نه اصلا!!!همسرم خیلی آدم خوبیه ..خودمم انقدر درگیر زندگی شدم که اصلا گذشته از یادم رفته😄😄😄

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
خیلی بهم حرف زده پیش اقوامش هر چی بینمون بوده خصوصی بینمون رو گفته پیش خانوادش که هیچ پیش اقوامش م گ ...


به نظرم زندگی با همچین آدمی دیگه فایده نداره...

کسی که به این راحتی پشت همسرشو خالی کنه اصلا مرد نیست....

بروجهیزیه تو جمع کن که بیشتر ازاین بهش خوش نگذره

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏
نه اصلا!!!همسرم خیلی آدم خوبیه ..خودمم انقدر درگیر زندگی شدم که اصلا گذشته از یادم رفته😄😄😄

خداروشکر عزیزم ببخشید خیلی خصوصی پرسیدم .

منم خیلی زندگیم شبیه به سابق تو هستش فقط واسم دعا کن که بتونم ازش دل بکنم و خدا بهم نیرویی بده که برام مهم نباشه و توان اینکه مجدد کسی رو دوست داشته باشم پیدا کنم چون حس میکنم تو دنیا همون یکی وجود داشت که دیگه بعد این مردی وجود نداره که بتونم حتی بهش نگاه کنم

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
به نظرم زندگی با همچین آدمی دیگه فایده نداره... کسی که به این راحتی پشت همسرشو خالی کنه اصلا مرد نی ...

من هنوز نگفتم واست چقدر تلاش کردم برا برگشت به اون زندگی اما اون فقط پیش این و اون خرابم کرد همه رو راضی کرد که اینطوری هستش و فلان کلا هم از اون شب قهرم حتی یه دونه پیام هم بهم نداد با وجود اینکه من هزاران بار زنگ و پیام دادم همه رو واسطه کردم فقط بلاکم میکرد همین

خدایِ مهربونم شکرت ❤🙏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

همینجوری

جوگولی2002 | 45 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  7 ساعت پیش
توسط   aypari  |  8 ساعت پیش