بردارم،،،، سرزنده،، شاد،،،، یروز شوهرم اومد همیش عادتش میاد خونه میاد میبوسه اون روز از کنار اتاق سربع رد،، شد همون لحاظه شک کردم،،، بعد من ب ی بهونه کشوند،،،، وقتی شنیدم برآورم فوت شد هیچ وقت هیچ وقت،،،،، داغی اشکم از یادم نمیره خدا گواه خدا گواه،،،، دقیقا پوستم سوخت و خودم حس کردم