2777
2789
عنوان

سوتیییی🙈🙊💩

| مشاهده متن کامل بحث + 2770 بازدید | 130 پست

من عادت دارم صبح كه سوار سرويسمون كه يك پرايده ميشدم بگم سلام صبح بخير، بعد غروبي كه ميخواستم از سركار برم خونه همينكه نشستم تو سرويس گفتم سلام صبح بخير، همه غش كردن از خنده راننده سرويس و همكارام

همسرم و پسرم تنها عشق های زندگي من هستند.با تمام وجود دوستشون دارم.    

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خانواده همسرم خیلییی تعارف بلدن منم کم میارم . یکبار فامیلشون بهم میگفت منزل ما گدا منزلی بیش نیست ت ...

صحنه رو فرض کردم    

منفور ترین آدم ها اون دسته ای هستن که بدون سررشته داشتن توی مطلبی نظر میدن😒😒😒😒نفرت من از این آدما بی اندازه ست😈😈😈😈                
وای مردم ازخنده خخخخخ یه بارم مادرشوهرم عصری بیدار شد صبحونه میخواست بنده خدا

مادر شوهر منم خیلی سوتی میده. ی بار مریض شد بردیمش بیمارستان بستریش کردن. همون شب بنده خدا ی خانم مسن آوردن که خونریزی مغزی کرده بود و از دماغش سوند بسته بودن که خون دماغشو بگیره. معلوم بود عمرش ب دنیا نیس. فرداش رفتم دیدم خانومه نیس. ب خواهر شوهرم گفتم چی شد.خواعر شوهرم منو برد بیرون گفت خانمه مرد. منم ناراحت شدم براش. بعد خواهر شوهرم گفت ب مامان نگی روحیه اش خراب میشه.منم گفتم باشه. رفتم داخل مادر شوهرم میگه اون خانومه که دیشب آورده بودنش منم گفتم خب.گفت هیچی دیگه همون دیشب مرد الان بردن گذاشتنش تو یخچال. حالا منو میگی شوکه ام از مار فضولی مادرشوهرم مه در هر شرایط حواسش ب همه چیز هس.هم خنده ام گرفته از سوتیش. گفتم سردخونه .یهو یجوری زد زیر خنده. منم شب واسه خواعرشوهرم تعریف کردم آنقدر خندیدیم از مار مادرش که چ الکی نگران روحیه اش بود که مثلا خراب نشه 😐😐

یه بارم داشتیم رفتم خونه ی مادرشوهرم مهمون داشتن شلوغ بود خونه.یکم نشستم گفتم دیگه پاشم برم پاشدم با همه خداحافظی کردم به نفر اخر که رسیدم بلند گفتم سلام.همه خندیدن و من😭😭😭

درخواست دوستی از طرف اقایون ببینم گزارش میزنم درجا😊😊

یه بار ولیمه داشتیم بعد من یه عده از مهمونارو ندیده بودم احوال پرسی کنم یهو پسر عمم اومد خدافظی کنه اونم از اوندسته بود که ندیده بودمش یهو پاشدم اون گفت خدافظ من گفتم سلام خدافظ 😐تا اخر شب تو افق بودم

من یه بار سوار اتوبوس شدم راننده خیلی هیییز بود بعد جونی جونوم لیلا فروهر گذاشته بود همشم تو آینه بهم‌میگفت جونم...خلاصه نمیدونم چیکاذکرد جلو اتوبوس آتیش گرفت گفتن همه پیاده بشن.یه ۱۰دیقه خاموشش کرد هممون سوارشدیم..من رو مردم به راننده گفتم حالا  آهنگ مو سوختم مو برشتم بزار راننده تا مقصد به افق خیره شد

ولی بدترین سوتی ها سوتی های دانشگاهن  

منفور ترین آدم ها اون دسته ای هستن که بدون سررشته داشتن توی مطلبی نظر میدن😒😒😒😒نفرت من از این آدما بی اندازه ست😈😈😈😈                
من یه بار سوار اتوبوس شدم راننده خیلی هیییز بود بعد جونی جونوم لیلا فروهر گذاشته بود همشم تو آینه به ...

ترکیدم خیلی خوب بود 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

درخواست دوستی از طرف اقایون ببینم گزارش میزنم درجا😊😊
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز