2777
2789
عنوان

دلم گرفته

| مشاهده متن کامل بحث + 624 بازدید | 80 پست

منم همین وضع دارم 5 ساله ازدواج کردم.خیلی دلم تنگ میشه.اتفاقا از صبح حالم گرفته است.با اینکه سرم بخاطره بچه ها گرمه اما هنوز این حس دارم.دوستی ندارم اینجا.خونواده شوهرم هستن اما بدر و مادر که نمیشن.سالی 1-2 بار میرم.تازه همون 1-2 بار هم مادر شوهرم همش زنگ میزنه مارو کنترل میکنه که کجایین....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میدونم چی میگی شوهرم منم خدا روشکر عالیه ولی خب ادم خانواده هم احتیاج داره من اینجا خیلی راحتم و ...

میدونی چی بیشتر دلمو می سوزونه اینکه همسایه های هم سن خودم عصر و صبح خونه مامان هستن

حتی میگن بابا برو بچمو بیار

مامان نهار بزار من کسالت دارم

همه ی همسایه ها خانواده شوهر و خانواده خودشون تو یه کوچه خیلی نزدیک هم هستن

من خیلی دوست دارم چادر گل گلی سر کنم تابستون برم پیش مامان و بابا هندوانه بخوریم تو حیاط

صدا شون میاد یا میبینم دلم میگیره

متنفرم از چادر گل گلی ندارم چون همسایه مامان و بابا خاله و عمه و عمو نیستم

درونگرا.سکوت.مهربون.منطقی.تو نی نی سایت نه طرف حق و میگیرم نه ناحق چون قضاوت کار خداست
بهتره کنار بیای  یا ازدواج راه دور نکنید یا کنار بیاید، منم راه دوری ام و جز منو شوهرمم کسی نی ...

وقتی زن و شوهر هر دو از خانواده دور باشن بهتره. ولی اگه یکیشون فقط غربت باشه شاید اونجوریا همدیگه رو درک نکنن. 

دو تا پسر داشتم گفتم یک دختر هم داشته باشم. اما علیرغم تلاشها و هزینه های فراوان سومی هم پسر شد. سه تا گل پسر دارم شکر خدا. عاشقشونم عاشققققق. ولی هنوزم دلم دختر میخاد. دل شوهرم هم دختر میخاد. بخاطر مشکلی که دارم، دیگه نمیتونم بچه دار بشم. رفتم بهزیستی رفتم کمیته امداد شاید بتونم دختر یتیمی پیدا کنم و مادرش بشم ولی قسمتم نشد. کارم شده گریه و دعا. ترو خدا هرجای ایران اگر دختر بچه یتیمی میشناسین که میتونه دخترم بشه بهم معرفی کنید. بخاطرش هرکاری میکنم. 
قم الان شمال

جات خوبه که...سرسبز.....خواهر من طفلی با یه بچه از مشهد رفت زاهدان.......بمیرم برا دلش که چون شوهرش نظامی بود شنبه تا چهارشنبه رو خونه بود با یه دختر یه ساله تک و تنها....هیچکسی رو هم اونجا نداشتیم.....مادرشوهرشم مشهدی ان.اگه چاره نداری،تحمل کن عزیزم.الان که راههای ارتباطی خیلی زیادن.میدونم هیچی مثل کنارشون بودن نیست ولی وقتی چاره نداری یه جوری دلتو آروم کن که کمتر سخت بگذره بهت

😇😇😇اندوه من این است که در عصر حواشی...‌.‌‌‌‌‌‌..........یک لحظه به فکر من بیچاره نباشی😇😇😇
وقتی زن و شوهر هر دو از خانواده دور باشن بهتره. ولی اگه یکیشون فقط غربت باشه شاید اونجوریا همدیگه رو ...

والله چون فرهنگ هامونم متفاوتن اینطوری بهتره

داخل خانواده بودن جز اختلاف چیزی برامون نداره

اینکه اون چرا اینطوریه این چرا اینطوریه

مهربان و ملایم باش، اجازه نده دنیا تو را زمخت و خشن نماید… به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید… به تلخی ها اجازه نده، شیرینی زندگیت را، از تو بربایند  
بهتره کنار بیای  یا ازدواج راه دور نکنید یا کنار بیاید، منم راه دوری ام و جز منو شوهرمم کسی نی ...

اخه بعد عروسی شهر بابام زندگی کردیم. یهو شرایط شوهرم عوض شد و مجبور شدیم نقل مکان کنیم

منم همین وضع دارم 5 ساله ازدواج کردم.خیلی دلم تنگ میشه.اتفاقا از صبح حالم گرفته است.با اینکه سرم بخا ...

وا چه مادرشوهرم بی ملاحظه ای

بهش گرا ندید

سوالی کرد رک و محترمانه جوری حالیش کنید که کنترلش بیجا هست و شما هم حق سفر و رفع دلتنگی دارید

خدا کمکتون کنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز