ببخشید زیاده آخه بدم میاد تیکه تیکه بنویسم
سلام ..دیروز با نامزدم رفتیم برای معامله ماشین آقایی که ازش ماشینو خریده بودیم نگفته بود که ماشین به نام خانومشه از قضا با خانومشم به مشکل بدی خورده بود ...ما تو محضر سبز شدیم دیدیم خانومه نیومده آخرشم به شوهرش اس داد گفت نمیام ... اقاهه هم قول داد گفت با زنم حرف میزنم اشتی میکنم کار شمارو راه میندازم گفتیم ما عجله داریم همسرم ۴ شنبه ۵ صبح داره میره شهرستان خلاصه اقاهه رفت گفت شب خبر میدم .....من و مامانمم دیروز ارایشگاه بودیم خلاصه شوهرم زنگ زد گفت این یارو گوشیشو خاموش کرده زنشم خاموشه پولمون رفت😢 ...منم ترسیدم گفت میام دنبالت بگو چیکار کنیم گفتم بیا اومدو رفتیم در خونه اون اقا زنگ زدیم بعد جواب نداد کسی از همونجا یهو مادر شوهرم مثل چی ظاهر شد تو کوچه بلند اسم نامزدمو صدا کرد گفت عهههه فلانی اینجا چیکار میکنی به منم فقط یه پوزخند زد منم گفتم زشته بزار برم نزدیک سلام بدم گفتم سلام مامان جون خوبین گفت ممنون اصلا منو نگاهم نکرد خلاصه دیدیم اقاهه نیومد شوهرمم گفت مامان بیا برسونمت خونه ...منم خیلی به احترام به بزرگتر حساسم گفتم مامان شما بیا جلو بشین ...گفت ماشین رو سمت دیوار پارک کرده چجوری بشینم ??خلاصه رفت عقب نشست منم روم نشد رفتم عقب نشستم که پشتم بهش نباشه ...شروع کرد تند تند حرف زدن که اره مشکلات زن و شوهری برای این اقا پیش اومده و خودشون درستش میکنن و از این حرفا یهو برگشت گفت مرده خر بوده که برداشته ماشین به نام زنش زده چون تا مطمئن نشدی نباید بزنی به نامش گفت نگاه به بابات نکن که همه چیزش به نام منه و حساباش زیر دست منه ...با حالت تیکه دار گفت چون شوهر من داره خونه میخره گفته بخاطر کمکای فاطمه من دارم به همه جا میرسم همه چیزم مال اونه مادر شوهر منم همش داره تو گوشش میخونه و جلوی من تیکه میندازه ...من میخوام براش دختر باشم خودش مادرشوهر بازی درمیاره ... منم تا این حرفارو زد صورتم فک کنم تغییر رنگ داد چون نامزدم با نگرانی از تو آینه نگام کرد ...مادرشو رسوندم خونه نه نگاهی نه تشکری نه دست دادنی هیچی گفت خدافظ خیلی سرد ....منم رفتم جلو نشستم با لبخند و بیخیالی ..نامزدم گفت ناراحت نشی از مامانما منظورش به تو نبودی وگرنه من کل زندگیمم زیر دست تو و خانوادت بزارم ککم نمیگزه از بس بهتون اعتماد دارم ..گفتم ممنون لطف داری ...نمیدونم چرا بغض کرده بودم گفتم من میخوام براشون دختر باشم نه عروس پس چرا اینطوری رفتار میکنن😞