2777
2789
عنوان

و باز هم مادرشوهر ر ر ر😑

3699 بازدید | 132 پست

ببخشید زیاده آخه بدم میاد تیکه تیکه بنویسم 

سلام ..دیروز با نامزدم رفتیم برای معامله ماشین آقایی که ازش ماشینو خریده بودیم نگفته بود که ماشین به نام خانومشه از قضا با خانومشم به مشکل بدی خورده بود ...ما تو محضر سبز شدیم دیدیم خانومه نیومده آخرشم به شوهرش اس داد گفت نمیام ... اقاهه هم قول داد گفت با زنم حرف میزنم اشتی میکنم کار شمارو راه میندازم گفتیم ما عجله داریم همسرم ۴ شنبه ۵ صبح داره میره شهرستان خلاصه اقاهه رفت گفت شب خبر میدم .....من و مامانمم دیروز ارایشگاه بودیم خلاصه شوهرم زنگ زد گفت این یارو گوشیشو خاموش کرده زنشم خاموشه پولمون رفت😢 ...منم ترسیدم گفت میام دنبالت بگو چیکار کنیم گفتم بیا اومدو رفتیم در خونه اون اقا زنگ زدیم بعد جواب نداد کسی از همونجا یهو مادر شوهرم مثل چی ظاهر شد تو کوچه بلند اسم نامزدمو صدا کرد گفت عهههه فلانی اینجا چیکار میکنی به منم فقط یه پوزخند زد منم گفتم زشته بزار برم نزدیک سلام بدم گفتم سلام مامان جون خوبین گفت ممنون اصلا منو نگاهم نکرد خلاصه دیدیم اقاهه نیومد شوهرمم گفت مامان بیا برسونمت خونه ...منم خیلی به احترام به بزرگتر حساسم گفتم مامان شما بیا جلو بشین ...گفت ماشین رو سمت دیوار  پارک کرده چجوری بشینم ??خلاصه رفت عقب نشست منم روم نشد رفتم عقب نشستم که پشتم بهش نباشه ...شروع کرد تند تند حرف زدن که اره مشکلات زن و شوهری برای این اقا پیش اومده و خودشون درستش میکنن و از این حرفا یهو برگشت گفت مرده خر بوده که برداشته ماشین به نام زنش زده چون تا مطمئن نشدی نباید بزنی به نامش گفت نگاه به بابات نکن که همه چیزش به نام منه و حساباش زیر دست منه ...با حالت تیکه دار گفت چون شوهر من داره خونه میخره گفته بخاطر کمکای فاطمه من دارم به همه جا میرسم همه چیزم مال اونه مادر شوهر منم همش داره تو گوشش میخونه و جلوی من تیکه میندازه ...من میخوام براش دختر باشم خودش مادرشوهر بازی درمیاره ... منم تا این حرفارو زد صورتم فک کنم تغییر رنگ داد چون نامزدم با نگرانی از تو آینه نگام کرد ...مادرشو رسوندم خونه نه نگاهی نه تشکری نه دست دادنی هیچی گفت خدافظ خیلی سرد ....منم رفتم جلو نشستم با لبخند و بیخیالی ..نامزدم گفت ناراحت نشی از مامانما منظورش به تو نبودی وگرنه من کل زندگیمم زیر دست تو و خانوادت بزارم ککم نمیگزه از بس بهتون اعتماد دارم ..گفتم ممنون لطف داری ...نمیدونم چرا بغض کرده بودم گفتم من میخوام براشون دختر باشم نه عروس پس چرا اینطوری رفتار میکنن😞

اینم بگم که برای همه مناسبتا براشون کم نمیزارم ...ولی مادرشوهرم حتی به خودش زحمت نمیده بره بازار سلیقه به خرج بده از کمدش هرچی روسری استفاده نمیکنه میده بمن...پولشون از پارو بالا میره ولی نمیدونم چرا اینطوری میکنه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خداروشکر کن که شوهرت فهمیدست...اگه طرف مادرش بود زندگیت جهنم میشد...مادرشوهرتم بذار انقدر بگه تا بالاخره جونش در بیاد...

❤... عهد می بندم زمانی که نه زود است نه دیر...مهربانی حاکم کلّ مناطق می شود..  ❤

عزیزم مادرشوهر من  دیسکشو عمل کرد ۲۲روز پیشش موندم لگن بردم شستمش حموم بردم غذا و .... اخر سر ب همه میگفت دخترم خیلی بهم رسید در حالی ک اصلا دخترش نمیومد اخر سر‌هم ی جوری پدرشوهرمو پر کرد منو انداختن بیرون 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز