با شوهرم هر دعوایی تاحالا کردم اصلن اینطوری نشدم.الان یه چیز بهم گفت.کلا دهنم وا نمیشه حرف بزنم.انگار لالم.تا حالا نشده انقد طولانی سکوت کرده باشم. الان چهار پنج ساعته حرف نزدم.چند بار ازم سوال کرد خودمو زدم به خواب.بدتر از اینا هم بهم گفته اما نمیدونم چرا این یکی انقد واسم سنگین تموم شد.همیشه هرچی میگه شیش تا هم من بارش میکنم اما الان واسه خودمم عجیبه. به محض اینکه رید بهم سکوت اختیار کردم. دیگه هم نمیخوام باهاش حرف بزنم.ببخشید اینجا خواستم مطرح کنم لال مونیمو.