2789
عنوان

سلام! صبام!

| مشاهده متن کامل بحث + 50237 بازدید | 335 پست
دیگه خودمو سپردم دست تقدیر هرچی قسمتم باشه همون میشه

اصلا غصه نخور تو دیگه مدیون دلت نیستی.خوب شد ک گفتی اگه نمیگفتی تا آخر عمرت ،حسرت و داشتی اگه میگفتم اینجوری میشد اونجوری میشد.

امیدوارم خدا بهترینها رو نصیبت کنه❤

پسر دایی ت چقد نازداره یا میگفت آره یا نه ؟انگار لذت میبره تو زجر بکشی ولش کن آخر دنیا نیست که

انشاالله یکی بهتر نصیبت شه

انقد از این عشقا اومدن ورفتن واسه همه پیش میاد اینجوری

آخر سر هرچی خدا بخواد همون میشه.ولش کن سعی کن فراموش کنی ببخشید اصلا قصدم ناامید کردن نیست فقط واقعه بینم هرچند الان میدونم تو دلت چه خبره وفقط میخوای اونی که میخوایی پیش بیاد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

لطفا یکی لایکم کنه گم نکنم اینجا رو

🌺یه صلوات میفرستی برام؟ :) تا ان شاءالله بزودی بیام تاپیک بزنم معجزه شددددد😍.                💕ان شاءالله به امید خدا یه روزی امضام این بشه: و خدایی که به چشم معجزه اش را دیدم/ بابت معجزه اش از ته دل خندیدم ........الهی شکرت.       

صبا جان خیلی وقت من فکرم پیشته

حس میکنم حرفتو زیاد جدی نگرفته اول ک شنید عصبانی شدچندروز الان میگ مث قبل رفتار کنم انگار ک چیزی نشده ولی کاش حداقل راج ب حس خودش نسبت بهت حرف میزد تو بلاتکلیف نبودی مثلا میگف ک تورو ب چشم خواهر میبینم یا میگف منم بت علاقه دارم اینجوری گیجت کرده باعث شده سردرگم بشی کارش بد بود

یه چی بگم بهش بگو من بهت حرفی زدم دوس داشتم حس توام بدونم ولی تو با سکوتت منو سردرگم کردی بهش بگو

تا جایی که نفس میکشی بخند و تاجایی که زندگی میکنی عشق بورز   

سلام صبا جون.منم با golnaar موافقم یه جورایی،اصلا کارش خوب نیست که حرفی نمیزنه،این که توو به چشم همسر نبینه اصلا بد نیست خوب هرکس یه حس و نظری داره ولی این که جای حرف زدن راجع به هر حسی داره سکوت کنه خیلی بده،به هرحال حرف تو یه جوابی داره،صددرصد وقتی هرنظری داشته باشه راحت با خودت درمیون بذاره تو حتی اگه برخلاف میلت باشه حرفش راحت تر میتونی بیخیالش بشی تا الان که هیچی نمیگه،البته حدس من اینه که حسش مثل تو نیست و فکر میکنه با سکوت فراموش میکنی ولی کاش به زبون می آورد

شب سیه گذر کند،غم از وطن سفر کند،دوباره میخندیم،دوباره میخندیم....
ما و عمه مینا تو یه کوچه بودیم از بچگی با پسر عمه هام بزرگ شده بودم..تا اینکه من عاشق پسرعمه کوچیک ش ...

دوستان مرسی که پستمو خوندین و خوشحالم که خوشتون اومد..از کسایی که لایکم کردن ممنونم

خدایاااااا مرسییییییییی😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز