دیروز با مادر شوهرم بیرون بودیم حرف یکی از فامیلاشون بود داشت تعریف میکرد اینا خونه بچه هاشون بی دعوت نمیرن یهو شوهرم گفت مگه خونه فرزند رفتن دعوتیه خود پدر و مادر باید برن بدون دعوت مامانش میگفت نه مادر انتطار داره دعوت شه بره حالا نمیدونم منطور این بود ما دعوتش کنیم بیاد و به در میگفت دیوار بشنوه نمیدونم ولی من یاد مادر خودم افتادم که بی دعوت نمیاد خونم گفتم راست میگه مادرت باید دعوت کنیم وگرنه نمیان مامان من تادعوتش نکنم نمياد یهو شوهرم ناراحت شد و گفت تو چرا تاییدش میکنه خونه بچه دعوتی نیست من دیگه حرفی نزدم ولی شوهرم بهش برخورد از حرفم شب هم اومدیم خونه گله کرد چرا میگم دعوتیه گفتم من مادر خودمو گفتم بی دعوت نمیاد بلاخره آدم باید دعوت کنه همه تا مادرشونو دعوت نکنن نمیان شوهرم رفت تو همو خيلي دلخوره، من حرفم بد بوده؟
شاید ایشون تصور کردن ک خانمشون دوست نداره ، مادرشون سرزده بیان و دوست دارن حتما با چارچوب و دعوت قبلی و عین مهمون رفت و آمد کنن !! ( البته من اینطور برداشت کردم !)
ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود گویی مهمان ویژه ای در راه است ....