2777

سلام خانومای عزیز شبتون بخیر خواستم ازتون مشورت بگیرم من 4ساله ازدواج کردم مادربزرگم منو فقط دوبار دعوت کرده اونم بار اول به اصرار داییم باردومم یه مهمونی زنونه بودکه باید کادو میبردی همین بارها شده من خونه ی مامانم بودم اونارو دعوت کرده من مجبورشدم شب برم خونه ی خودم تا مامانم بره مهمونی مادرش خاله هامم اوایلش بهش گفتن گفته حالا شما دعوت کنین به من کارنداشته باشین حالا من توهفته ی اینده مهمونی دارم همه ی خاله هام یکی ازخاله هام که بهش پیام دادم دعوتش کنم گفت عزیزم هست? گفت نه فعلا بعد به مامانم گفته مامان یه نفره به نظرشما با این وجود مادربزرگم به من عزت نذاشته من دعوتش کنم با وجود اینکه کوچیکترم ؟ 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

مادربزرگها، خیلی وقتها اصلا توان پذیرایی ندارن. این دو سری که رفتی خونش، کمکش کردی تو کارها؟؟؟؟؟ یا نشستی ازت پذیرایی بشه؟

عضو گروه رز قرمز هستم. وزن شروع ۸۸.۴۰۰. تاریخ شروع، ۱۰/۸/۱۴۰۰. هدف اول.۸۰‌  هدف دوم. ۷۵. هدف سوم۷۰. هدف چهارم. ۶۵.  وزن فعلی. ۸۸.۴۰۰
مادربزرگها، خیلی وقتها اصلا توان پذیرایی ندارن. این دو سری که رفتی خونش، کمکش کردی تو کارها؟؟؟؟؟ یا ...

مرسی عزیزم که اومدی تو تاپیکم مادربزرگم الحمدا.. خیلی رو پاوسرحاله کمکشم بودیم 5تا خاله ام دارم ولی بحث چیز دیگه ایه تازه مامانمو خاله هامم که دعوت میکنه ب زور خساست تو کارشه هرچند من دلم نیومد امروز مهمونیمو گرفتم دعوتشم کردم اعصابم اروم تره حالم بهتره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827