بچه ها خیلی دلم گرفته با شوهرمم چندروزه هی دعواداریم حالم خیلی بده.هربرنامه ریزی میکنم عقب میفتم شوهرم همکاری نمیکنه زبونی میگه باشه و دنبال آرزوها و اهداف خودشه. خیلی حالم بده کلی از زندگی عقب افتادم چکارکنم انقد خودخواه نباشه. میگ تو اگ نبودی الان من داشتم دکترامو میگرفتم زبان انگلیسی کارمیکردم. فقط ده ماهه ازدواج کردیم انگار من مانعشم خب ازدواج نمیکرد حالاک کرد باید مسولیت قبول کنه. حتی واس ی اسباب کشی هم باید نازشو بکشم همکاری کنه. میگ مگ من کارگرم حمال توام. باید با ی کارگر ازدواج میکردی. ی ارشد داره انگار کل ایران بیسوادن فقط این درس خوندست. چکارکنم دارم دق میکنم از تنهایی
بهش میگم واسم وقت نمیذاری میگ پس اون مردایی ک میرن ی شهردیگ کارکردن چی. زناشون تحمل میکنن یا اون استاد دانشگاهمون ک تا دوازده شب دنبال تحقیقه خوش بحالش. میگم خب آدم با آدم فرق داره. حداقل بریم خونه خودمون دلبازتر باشه یا ی بچه داشته باشم سرم گرم بشه تو برو دنبال اهدافت. قبل عقد فقط گفت دوسداره دوتایی زبان کارکنیم دیگ نگفت هدف زندگیش این چیزاست کار پول زبان تحقیق دکترا پیشرفت. با زندگی مجردی هم میتونست بره دنبال اینکارا. چرامنو بدبخت کرد اخه
تا میگم واس خونه جدید اینجاشو درستذکنیم اونجاش رنگ کنیم یا کاغذ دیواری میگ مگ من کارگر توام. پزو. مهرش از دلم رفته بیرون. کاش زن ی بیسواد میشدم ولی آدم بود همراه بود باهم زندگیمونو میساختیم
ای وای . چقد طرز فکرش اشتباهه . با این چیزایی ک گفتی هیچکار نمیشع کرد چون مدلشه طرز فکرشه متاسفانه . مگه بچه دارشی سرگرم شی بشرطی که توقع نداشته باشی کمک کنه .بدونی خودتیو و بچت .حداقل از تنهایی در میای
تو فکر همینم. اصلا هدف زندگیمون باهم فرق داره میگ میخام ب بالابالاها برسم 35سال نرسید ن خونه داره ن ماشین بعد میگ میخوام رییس جمهور بشم😕خب موقع مجردی ی مقدار ب اهدافش میرسید بعد ازدواج میکرد ن اینک الان همه فشار رو منه اجاره خونه رو دارم از پس اندازم میدم ایشون راحت باشن. میگم نمیدما میگ میبرمت تو خونه بابام تو اتاق زندگی کن خواهرمجردشو کجای دلم بذارم لباسشویی خرابشون آب خونهشون فشارنداره حموم بری چی. کلا خانوادگی بیخیالن اینا