2777
2789
عنوان

خانوماببینین من چقدبدشانسم

918 بازدید | 73 پست

مادرشوهرم افتاده پاش شکسته من هرروزمیرفتم غروب که یه ذره به کاراش برسم چون یه پسره پونزده ماهه دارم خیلی شلوغه هیچ جانمیمونه بعداون یکی جاریم دخترش مدرسه میره نمیتونه بیادکوچیکه هم ازبس خوش شانسه کسی بهش چیزی نمیگه حالادیشب خاله های شوهرم اونجابودن بعدعروس خواهرشوهرشم اومده بودداشتن حرف میزدن که من رفتم چایی بریزم برگشتن گفتن اره بازپریامیادفلان مادرشوهرم برگشت گفت اره هم یاماندی هم یاناندی ترجمشم میشه هم خیلی بده هم میادسرمیزنه ازدیشب انقداعصابم خورده میگم خدایاچرامن انقدبدشانسم البته بشینم ازبدیاش بگم سیصدصفحه میشه ببخشیدخیلی طولانی شد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وا 

مگه دختر نداره

فکر کردی جواب خوبی رو با خوبی میدند نه جانم

توی زندگی همه می خوان سوارت بشن 

شمایی که نباید اجازه بدی

نرووو دیگه اگه شوهرت چیزی گفت بگوو بین عروس ها تقسیم کار بشه من نمی تونم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز