2777
2789
عنوان

داستان رسیدن ب عشقم😁

| مشاهده متن کامل بحث + 2904 بازدید | 93 پست

همششسس باهم حرف میزدیم اونم 21/22سالش بود .همششش زنگ میزد و ش ارژ میخرید😂😂😂

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دیگه اقا منم زیاد توفازش نبودم وسطاش بایه پسر تو شهرستان خودمونم ریختم روهم و اینو محل نمیدادم.ولی مهران خیلیییی پیگیر بود

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

وای چقدر شبیه ماهستید الان من ۲۱ سالمه اون ۲۴ ماهم از ۱۸سالگی من باهمیم😍😍من شهرم اون شهرستان ما آشناییمون از اینترنت بوددر اخر عشق منم هفته پیش تولدش بود

😍😍دوست جونی میشه برا حاجت دلم دعاکنی؟😍😘😚😙😗😍

بعد یه سال همش میگف میخام بیام شهرستان ببینمت.ولی من زیاد توجه نمیکردم همون درحد ش ارژ میخاستمش 😐😐😐تلگرام و ...نداشنیم اونموقه

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

قطره# چکانی خیلی خراست😐

من مامان مرصادجونمم😍تا ۱۴۰۰ پسرم بغلمه ای خدااااا از الان ک هیچ وجود خارجیم نداره عاااااشقشمممم 😍فندق مامانو بابا از خدا بخاه ک زودتر برا اینکه منو باباییت  بریم سرخونه زندگیمونو تو زودتر بیای بغلمون کمکمون کنه😍❤اخه تو ب خدا الان نزدیکتری زندگیمممم😉😍🙏❤ خیلیییی دوستت دارم مرصادم😍❤  آهایییی تویی ک امضامو خوندی !!! آره دوست عزیز با خودتم😉😍از خدا میخام امضای قشنگش پای تک تک ارزوهات باشه🙏آمین🌹🌹🌹 اللهم صل علی محمدوال محمد وعجل فرجهم❤🙏 تیکر عروسیمه شایدم زودتر برگزار شد😍💃❤

اقا یه روز یه غلطی کردم از خونه بهش زنگیدم دیگه هممممش زنگ میزد خونه خلاصه مامانم فهمید و منو ب اشد مجازات رسوند

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

سه سال همینطوری قهر و اشتی بودیم البته فقط من قهر بودم اون همش اشتی بود تا یه روز زنگید مامانش خونمون خاستگاری😐

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

مااصلااااااااا همو ندیده بودیم بخدا.

بعد من گفتم نهههه باید ببینمت و ....

خلاصه قرارشد بیاد شهرستان ببینمش

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

باماشین خودش اومد اصلا حتی نمیدونستم ماشینش چیه اصلا راجبه این مسائل حرف نزده بودیم😐قرار گذتشتیم بعد مدرسم پشت مدرسمون اون دیروزش اومده بود و رعته بود مسافرخونه

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍

منم مدرسه ک تموم شد میرفتم کلاس کنکور تومدرسه.سال بعد پیش دانشگاهیم.

رفتم پشت مدرسه..واااای

یه پسرقدبلنددد و خوش هیکل با یه پرشیا سفید و ته ریش و....وااای عالییییییی بوددددود

چند روزی اسمان نزدیک است...لحظه ها را دریاب...سلامتی همه مریضا و برادرم صلوات😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792