من یه خریت کردم عاشق یه نامرد شدم ۷سال پاش موندم اما بخدا نوک انگشتشم بهم نخورد،اومد خواستگاری داداشام نذاشتن اونم واینساد زود رفت، ب منم گفت ازدواج کن ، هر چه التماس کردم وایسا گفت نه من میرم خانوادم نمیذاره صبر کنم، میرم زن میگیرم تو ام ازدواج کن، گریه کردم ناله کردم واینساد،منم بعد ۴ماه ضجه زدن عقد کردم با یکی دیگه،آدم خوبیه خیلی بهتر از اونه خداروشکر ،حالا پیام داده تو ایمیلم تنهام گذاشتی، و یه وبلاگ درست کرده همش از برگشت عشق نوشته و برام فرستاده، نمیدونه ازدواج کردم ، منم اعصابم ب هم ریخته استرس دارم، جوابشو ندادم اما نمیخوام دیگه ریختشو ببینم نامردو، حالا دو روزه ریختم ب هم نکنه همسرم بو ببره،قبول دارم اشتباه کردم سرزنشم نکنین اما بخدا صادق بودم تو عشق ک وایسادم، اون نامردی کرد زود رفت،حالا دست و پامو گم کردم چیکار کنم؟ هیشکی یعنی مث من نبوده سرنوشتش؟من فقط گناهکارم؟ تا کی زجر بکشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شما هیچ اشتباهی نکردی یکی رو دوست داشتی صادقانه بعدم طرف با اولین جواب رد ول کرده رفته شمام ازدواج کردی و خلاص. از همه جا بلاکش کن توی اون وبلاگ هم نرو و ابدا دیگه بهش فکر کن ایشون به تصمیم شخصی گرفته باید عواقبشم تحمل کنه هیچکس هم مقصر نیست
واقعیت این است که مابرای رنج کشیدن متولد شده ایم اما به دنبال لذت میگردیم.پس تنها راه ادامه دادن لذت بردن از رنج هاست
عزیزم فقط اومدم بگم اصلا گناهکار نیستی و هیچکسم حق نداره سرزنشت کنه.یه چیزی بوده تموم شده رفته.اروم باش فقط دیگه توی وبلاگش به هیچ وجه نرو هیچ تماسی هم باهاش نداشته باش اگرم شمارتو داره خطتتو عوض کن.فکرشو از سرت بیرون کن توکل به خدا کن و بچسب به زندگیت.گذشتت با این ادم رو هم کاملا کتمان کن حتی برای خودت.انگار یه خواستگاریه ساده بوده.افرین که به شوهرت پایبندی
شازده کوچولو با ادب پرسید: بیوطنها کجا هستند؟گل گفت: بیوطنها؟ خدا میداند که کجا میشود پیدایشان کرد. باد این ور و آن ور میبردشان. نه اینکه ریشه ندارند؛ بیریشگی، حسابی اسباب دردسرشان شده...(شازده کوچولو، آنتوان دوسنت اگزوپری.ترجمه و اقتباس کنتـ مونت کریستو)