من یه خریت کردم عاشق یه نامرد شدم ۷سال پاش موندم اما بخدا نوک انگشتشم بهم نخورد،اومد خواستگاری داداشام نذاشتن اونم واینساد زود رفت، ب منم گفت ازدواج کن ، هر چه التماس کردم وایسا گفت نه من میرم خانوادم نمیذاره صبر کنم، میرم زن میگیرم تو ام ازدواج کن، گریه کردم ناله کردم واینساد،منم بعد ۴ماه ضجه زدن عقد کردم با یکی دیگه،آدم خوبیه خیلی بهتر از اونه خداروشکر ،حالا پیام داده تو ایمیلم تنهام گذاشتی، و یه وبلاگ درست کرده همش از برگشت عشق نوشته و برام فرستاده، نمیدونه ازدواج کردم ، منم اعصابم ب هم ریخته استرس دارم، جوابشو ندادم اما نمیخوام دیگه ریختشو ببینم نامردو، حالا دو روزه ریختم ب هم نکنه همسرم بو ببره،قبول دارم اشتباه کردم سرزنشم نکنین اما بخدا صادق بودم تو عشق ک وایسادم، اون نامردی کرد زود رفت،حالا دست و پامو گم کردم چیکار کنم؟ هیشکی یعنی مث من نبوده سرنوشتش؟من فقط گناهکارم؟ تا کی زجر بکشم