سلام دوستان من 9 ماهه عقد کردم . همون دوماه اول بود که شوهرم از دهنش پرید و بهم گفت مادرت از تو خشگلتره . خیلی عصبی شدم و بعدش بهش گفتم حرفت دلمو شکوند و دیگ هیچ وقت تکرار نکرد ولی توجهش به مادرم عذابم میده . مثلا امروز اومده خونمون به مادرم نگاه میکنه میگه مادر آرایشگاه بودی؟؟؟اخه مادرم یه کرم ک یه رژ که میزنه کلی تغییر میکنه . گفته آبروهاتو برداشتی؟؟؟درصورتی که اگ من آرایشگاه برم و ابروهامو بردارم اصلا ن میپرسه ن حتی متوجه میشه . بچه ها به نظرتون چیکار کنم .البته اینم میدونم شوهرم آدم هیزو خرابی نیست ولی این قضیه منو یکم بدبین کرده . البته خودمم زشت نیستم هیکلو صورتم خوبه . خب چیکار کنم که این شکلیم دست خودم نبوده که . اونم منو اینجوری پشندیده و عاشقم شده .