امروز بیکارم گفتم بد نیست زندگیمو بگم که شاید بشه درس عبرت واسه مجردا.
از اول همه چیزو بگم...
هفده سالم بود. تو تعاونی پدرم باهاش آشنا شدم. البته از قدیم رفت و آمد داشتیم ولی وقتی بزرگ شدیم دلم میرفت که ببینمش. ندید بدید بودم دیگه. جاهل و نوجوان 🤦♀️🤦♀️🤦♀️😑