2777
2789
عنوان

چون دخترم ...

| مشاهده متن کامل بحث + 2478 بازدید | 134 پست

اما این بار اولین بار خیانت های بابام نبود هنوز ک 19 سالمه باز دارم میبینم خیانتاشو و هیچ علاقه ای بش ندارم همیشه هم میگ چرا تو اینقد بی احساسی منو دوس نداری هیچ وقت بابام منو بیرون نبرد دوتا یی حرف نزدیممیگن قهرمان زندگی هر دختری پدرشه اما من تو هفت سالگی قهرمانمو از دست دادم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همه ی عزیزانی که پست من رو تو پربازدید میبینید

اگه مشکل مالی دارید هر شب سوره ی واقعه بخونید معجزه ش رو تو زندگی تون میبینید الخصوص بعد از نماز عشا
یادفریب خورده بدبخت فلک زده افتادم

بدبخت فلک زده🤣🤣چیشد خبری نشد؟

قبلا یه حاجت داشتم خداروشکر با دعای شما دوستان بهش رسیدم...الان یه حاجت دارم میخوام اگه خدا صلاح میدونه بهم یکی دوتا دختر سالم و صالح بهم بده(بقول مامانم سالم و صالح هم بمونن)😍🤗 برای رسیدن ب حاجتم صلوات میفرستی؟ان شاالله خدا حاجت دلت رو برآورده کنه
خوب گفتی 😂😂😂😂

قربونت.فک میکنن دور از جون ماخریم 

یه هفته تو برف بود بعد زنده موند بچه چندساعتم نمیتونه تحمل کنه 

بیا تا جوانم بده رخ نشانم  که این زندگانی وفایی ندارد  الهم عجل لولیک الفرج 
قربونت.فک میکنن دور از جون ماخریم  یه هفته تو برف بود بعد زنده موند بچه چندساعتم نمیتونه تحمل ...

بنظرم اینایی که داستان سرایی میکنن عقده دیده شدن دارن😂😂😂

خدایا مواظب عشقام باش 💖💖👼👨‍💼

از کلاس هشتم خواستگار داشتم اما هر کسی ک میومد ی دعوایی بابام را مینداخت و از خونه بیرونشون میکرد چون بدش میومد دخترش شوهر کنه و هیچ وقت هم ب من حرفی نمیزد مگ معدلم خوب میشد و میگفت افرین بم البته اینم میگفت وظیفته درس بخونی ما اونموقه هیچ امکاناتی نداشتیم خلاصه زمان گذشت و کلاس یازدهم بودم ک یکی از همسایه هامون مادرش منو تو خیابون دید و خیلی تحویلم گرفت ب مامانم گفت فک کردم دختر نداری این تا الان کجا بوده من ندیدمش و بعد دو ماه اومدن خواستگاری و طبق معمول جواب نه دادن بدون نظر من اما من چن باری پسره رو تو خیابون دیده بودم و بش ی حس خوبی داشتم ک دلم براش میلرزید 

بنظرم اینایی که داستان سرایی میکنن عقده دیده شدن دارن😂😂😂

اگه امار بگیرن میبینن  بااین نی نی سایت قدرت تخیل بچها رفته بالا

بیا تا جوانم بده رخ نشانم  که این زندگانی وفایی ندارد  الهم عجل لولیک الفرج 

ی سه چار ماهی هر روز از پشت پنجره نگاش میکردم و ی روز اتفاقی منو دید و بعد از اونروز همیشه منتظرم میموند ک برم پشت پنجره ی روز سر پشت بوم خونمون داشتم درس میخوندم ک دیدم ی نفر داره سوت میزنه سرمو ک چرخوندم پسر همسایه بود و با دستش ی قلب نشونم داد وااای اینقد استرس داشتم ک نکنه خانواده ام بفهمن ک حالت تهوع گرفتم بعد از اون روز کم کم دیدارمون بیشتر شد همو بیشتر میدیدم سر پشت بوم من کلا کفتر بودم اون بالا تا اینک ی روز مامانم فهمید و گفت دیگ نمیذارم بری بالا ابرومون داره میره منم گفتم ک مامانم نمیذاره اما ی سیم کارت برام بیار چون امکانش هس بابام پرینت سیم کارتمو بگیره اونم ی سیم کارت گذاشت لا ی کتاب داد ب ی دختر بچه تو خیابون برام اوردش پیش من منم زنگ بش زدم و خلاصه پنج روز کامل با هم حرف زدیم اما شب پنجم بابام فهمید و قیامتی ب پا کرد در حدی ک چاقو اورد سر مو ببره اما مامانم نذاشت و دماغمو شکوند صورتم از شدت کتک ورم کرد و کبود شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز