تولد پدرشوهرم بود امشب
از ظهر اونجام
تا شب ک شوهرم اومد
خوب بود باهام
خونه خواهرشوهرم و خونه جاریم هم تو اون طرف حیاط خونه پدر شوهرمه
شوهرم اینا داشتن کباب درست میکردن تو حیاط
من توخونه بودم بعد شوهرم هزاررررر بار جاریمو صدا کرد ک مثلا عسسسسل اینو بیار عسل ذغال بیار واسه قلیون عسل ورق بیار عسل عسل عسل بخدا یبار سه بار پشت هم صداش کرد من تو اشپزخونه بودم صداشو میشنیدم
باز سری بعد موقع شستن ظرفا شوهرم داشت سفره پاک میکرد من وسط اشپزخونه بیکار وایساده بودم یهو گفت عسل یه پیش دستی بیار !!!!!
به نظرتون این رفتاراش جای تذکر نداره
بخدا کل شب یبار اسمم رو صدا نزد