خیلی حالم بده.
۶سال و نیمه ازدواج کردم.چند بار مشکوک شدم که شوهرم سیگار میکشه.سالی یکی دو بار دعوا سر سیگار داریم.جلو چشم ما نکشیده اصلا.چن ماه هیچ شکی بهش ندارم.یهو مثلا بوی سیگار ازش میاد.میفهمم دوباره رفته سراغش.انکار میکنه و میگه نکشیدم.یه بار توی دستشوییمون یه قسمتی داره که توی دید نیست.اونجا ۲تا سیگار پیدا کردم.زد زیرش گفت مال من نیست.
پارسال دعوای بدی کردیم سر همین قضیه.خوب بود تا یه مدت.خیلی با خواهش و التماس میگفتم توروخدا نکش.بخاطر زندگیمون.میگفت اعصابم خراب باشه میکشم.گفتم خوب کیه که مشکل نداشته باشه؟همه باید بکشن؟
چن روزه دوباره بهش شک کردم.گفت نکشیدم بجون پسرمون.امروز رفتیم تا جایی.اون پیاده شد.منم قسمت در راننده که نگاه کردم دیدم بله یه سیگار اونجاس.
وقتی اومد بالا دید ناراحتم دیدم دستش رفت به اون قسمت ببینه من پیداش کردم یا نه.
بعد با کمال پررویی گفت نکشیدم.خریدم جلو چشمم باشه.
گفتم دیگه نمیدونم چی باید بهت بگم؟چرا انقد منو خر فرض میکنی؟
خسته شدم بچه ها.چکار کنم؟
حال روحیم داغونه.هم بخاطر سیگتر کشیدنش.هم بخاطر اینکه انقد راحت بهم دروغ میگه و انکار میکنه.