افسانه اوک نیو...
چرا اون زمان همه بزرگای قصر امپراطور خنگ بودن هووووچی بلد نبودند
این وسط اوکو خانم از همه عالم تر و قدرتمند حرفه ای تر این همه صفات تو دوتا استخون پاره باعقل جورنمیشه
ماهم یه بانو عمارت داریم همش زلم زیبو به خودش اویزون میکنه ههههی بااون دامن چین چینی قرررر میده
قررر تو کمرم فراوونه