بچه ها نمیدونم چرا اینحوری شدم توروخدا سرزنشم نکنید.منو همسرم همو دوست داریم.اما من همش توو گذشته زندگی میکنم و الان همیشه ب فکر مادیاتم.ما وضع مالی خوبی داشتیم اما الان بخاطر یه سری مسائل بشدت افت کردیم.من همش حسرت دوران مجردیمو میخورم.من دوران مجردیم با یه آقایی چند سال دوست بودیم و قرار بر ازدواج بود بماند ک پدرم سنگ انداخت ونشد.این آقا دیووونه ی من بود.یه پسر مهربون خوشتیپ پولدار تحصیلکرده ک خانواده سرشناسم داشت و ازخانواده ام خیلی بالاتر بودن.غیرتی بود پاک بود خیلیییی پاک.باورتون میشه ک از لحاظ مالی من ب بهترین بهترین شکل تامین بودم بهترین ماشین بهترین خریدها طلاوجواهرات حساب بانکی هر لحظه میخواستم پربود.پدرش شهید بود.این پسر فرشته ی آسمونی بود.شاید خیلیها باور نکنن.الان ک شوهرم ب این شرایط گرفتار شده همش ته دل میگم من اون شرایطو میخوام دلم میخواد برگردم ب اون موقع.من چمممم شده؟!چرا اینقدر پولکی شدم.شوهرم مظلومه مهربونه .حالا یه سری ایرادم داره .اما من الان متاهلم خودمو سرزنش میکنم.دلم اونروزا رو میخواد ک بی دغدغه همه چی در اختیارم بود.مغرور شده بودم!میدونم باید ب فکر این باشم ک خودم استقلال مالی پیدا کنم اما نیست کار.خیلیییی تلاش کردم.حالا ناراحتم ک فکرم نمیاد ب زمانه حال.میشه بدون سرزنش راهنماییم کنید؟میبخشید طولانی شد.چون نخواستم توو پستهای زیادی تایپ کنم ک اذیت شید