بچه ها نمیدونم چرا اینحوری شدم توروخدا سرزنشم نکنید.منو همسرم همو دوست داریم.اما من همش توو گذشته زندگی میکنم و الان همیشه ب فکر مادیاتم.ما وضع مالی خوبی داشتیم اما الان بخاطر یه سری مسائل بشدت افت کردیم.من همش حسرت دوران مجردیمو میخورم.من دوران مجردیم با یه آقایی چند سال دوست بودیم و قرار بر ازدواج بود بماند ک پدرم سنگ انداخت ونشد.این آقا دیووونه ی من بود.یه پسر مهربون خوشتیپ پولدار تحصیلکرده ک خانواده سرشناسم داشت و ازخانواده ام خیلی بالاتر بودن.غیرتی بود پاک بود خیلیییی پاک.باورتون میشه ک از لحاظ مالی من ب بهترین بهترین شکل تامین بودم بهترین ماشین بهترین خریدها طلاوجواهرات حساب بانکی هر لحظه میخواستم پربود.پدرش شهید بود.این پسر فرشته ی آسمونی بود.شاید خیلیها باور نکنن.الان ک شوهرم ب این شرایط گرفتار شده همش ته دل میگم من اون شرایطو میخوام دلم میخواد برگردم ب اون موقع.من چمممم شده؟!چرا اینقدر پولکی شدم.شوهرم مظلومه مهربونه .حالا یه سری ایرادم داره .اما من الان متاهلم خودمو سرزنش میکنم.دلم اونروزا رو میخواد ک بی دغدغه همه چی در اختیارم بود.مغرور شده بودم!میدونم باید ب فکر این باشم ک خودم استقلال مالی پیدا کنم اما نیست کار.خیلیییی تلاش کردم.حالا ناراحتم ک فکرم نمیاد ب زمانه حال.میشه بدون سرزنش راهنماییم کنید؟میبخشید طولانی شد.چون نخواستم توو پستهای زیادی تایپ کنم ک اذیت شید
زندگیم سرشار از عشق و نوره.سرشار از خوشبختی وسلامتی.سرشار از شادی و ثروت.سرشار از آرامش.💚💚💚
ببین اون آقا هر چقدرم عاشقت بوده تموم شد رفت هر چقدرم ثروتمند بوده تموم شده تو الان تو این شرایطی می ...
آره واقعا درست میگی.من همش نشستم با حسرت گذشته و همون آدم سابقم و هیچ تحولی توو زندگیم ایجاد نکردم.فقط از خدا میخوام کمکم کنه.مرسی عزیزم از همراهیت و راهنماییت.خیلی نیاز داشتم با کسی حرف بزنم.این مسائل چیزی نیس ک بتونم با خواهر و مادرم مطرح کنم
زندگیم سرشار از عشق و نوره.سرشار از خوشبختی وسلامتی.سرشار از شادی و ثروت.سرشار از آرامش.💚💚💚