خونه مادرشوهرو خواهر شوهرم جفت همه....خواهرشوهرم و شوهرش همیشه اصرار میکنن میگن بیاین خونمون....اگر دیر به دیر بریم ناراحت میشن...حقیقتا خوبن تخویل میگیرن.....ولی خودم تو دلم میگه نکنه اینجوری سبک بشیم و....
چون که هفته ای یه بار رو حتما میریم....شایدم بیشتر....
و اما چیزی که این روزا یکم ناراحتم کرده اینه که بچه هاش یکی مهدکودک و یکی نوجوونه....بعضی وقتا غر میزنن به مامانشون که چرا بچه دایی اینو برداشت یا به فلان چیز دست زد یا عطسه کرد توصورتم یا فلان جا روکثیف کرد....مامانشونم چیز خاصی نمیگه
بچم نزدیک سه سالشه....ولی احساس میکنم دیگه انگار مثل قبل براشون نیستیم....قبلا که میرفتیمکلی ذوق میکردن ولی الان نه