خیلی دلم گرفته
من چند روز دیگه تولدمه نامزدم ازم پرسید.چی دوس داری واست بخرم گفتم هیچی گفت بگو دیگه گفتم هرچی باشه بگم میگیری گفت آره جونمم میدم بعد گفتم وایسا عکسشو بدم فرستادم گفت این پولش زیاده ولی خیلی نبود( دستبند طلا بود)چون تولدم همیشه طلا گرفته قیمتشون بالا نیست
چون قسط میداد و پس انداز میکرد الان قسطاش تموم شده خودم هیچوقت نمیگفتم چی میخوام خودش پرسید منم گفتم شد فردا شب با مهربونی تلفنی گفتم دستبنده زیاد نمیشه میخری اخه خیلی خوشگله یهو بهم رک گفت نمیخرم پس اندازی که میکنمو بدم دستبند بگیرم واسه تو وووو خوابشو ببینی که بگیرم
بچه ها خشکم زد قلبم خیلی درد گرفت هیچی نگفتم کلی گریه کردم چند روز بعد تولد مامانش بود گفت میخوام بش پول بدم گفت چون پس انداز میکنم امسال کلا طلا خبری نیست ولی رفت واسه مامانش پلاک طلا خرید بعد که اون حرفارو زد گفتم پس تو که گفتی اصلا امسال طلا نمیگیری پس چیشد واسه مامان گرفتی واسه من نمیخری گفت من واسه تو گفتم نه کسه دیگه بعدشم خودتو با مامانم مقایسه نکن چرا داری حسودی میکنی گفتم من حسودی نکردم چون هرسال واسه مامان طلا گرفتی واسه منم گرفتی پس چیشد الان گفت پارسال واسه مامان نگرفتم واسه تو گرفتم گفتم ولی اندازه طلام بهش پول دادی من حسود نیستم مادرتخ باید بخری ولی انتظار این حرفاری ازت نداشتم تازه دارم بهتر میشناسمت دلم گرفته بچه ها من حرف بدی زدم خدایی واقعا نظر واقعبتون بدید