یبار رفته بودیم شمال با پدر شوهرم اینا ...دستام تو بارون بردم از شیشه ماشین بیرون ....بعد چند دقیقه دستم و بو کردم بوی ماهی میداد ...منم از پشت دستم و بردم جلو صورت شوهرم ...گفتم محمد دستم و بوس کن ؟ میخواستم بگم بو کن! جالب اینجاست اونم بوس کرد ....پدر شوهر مادر شوهرم از خنده کبود بودن منم😐😐😐😐