سلام. دارم از همسرم جدا میشم. روزی صدبار مردد میشم ک برگردم. این بار اگه برگردم دیگه هگحمایت خانوادم رو ب هیچ عنوان نخواهم داشت. از نظر عاطفی شخصیت وابسته ای دارم. خیلی دارم اذیت میشم. افسرده شدم. نگران آینده بعد طلاقمم. ازدواج دومم چی میشه؟ اصلا دیگه موقعیت خواهم داشت؟ خانوما کسی هست راهنماییم کنه از این حال بیام بیرون. خیلی داغونم خیلی
منم ٢٣ سالم بود الان ٢٤ سالمه دوستاشو مياورد خونه شب ميموندن يعد با من دعوا ميكرد ميگ ...
نمیدونم گلم تو زندگیت نیستم. اما من در شرایطیم ک اگه همسرم معتاد هم بود برمیگشتم و میبردمش ترک. اما گرفتار آدمی شدم ک درد بی درمون داره. وقتی پزشک میگه درمان نداره دیگه میشه چیکارش کرد
شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد است. مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه به عهده خود آنها، که بر دوش دیگران است. این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگیناند. افراد متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع میکنند، افرادی که به همسر خود سوءظن دارند، و اشخاص بدعنقی که اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند. از آنجایی که تنها اندیشه های شخص پارانوید تحت تاثیر این بیماری قرار می گیرند، فرد مبتلا به این اختلال معمولا می تواند زندگی روزمره خود را پیش ببرد اما زندگی آنها ممکن است محدود و منزوی باشد.,با همچین ادمی ادامه بدم
من بچه دارم سه سالشه امروز عموش اومد بردش ک ببیننش از ظهر رفته هنوز نیومده,نمیدونی چ حالی دارم الان دعا کن بیاد چند بار ک رفته اخر شب اوردنش دارم از استرس میمیرم نکنه نیارنش