2777
2789
عنوان

خانواده

110 بازدید | 16 پست

سلام دوستهای گلم من تازه وارد سایت شدم حالم خیلی بده خیلی داغونم ۲۸سالمه ۱۲ساله ازدواج کردم دوتا بچه دارم ازدواجم ی ازدواج اجباری بود ازهمون اول ازشوهرم متنفر بودم هردفعه میخواستم تموم کنم همش میگفتن باگذشت زمان درست میشه ولی بخدا هرروزم بدترازدیروزمه ازی طرف دوسش ندارم از ی طرف اعتیاد بیکار بداخلاق اهل محبت عاطفه هم نیست الان دوروزه اومدم خونه پدرم میخوام دیگه تموم کنم چون واقعا دیگه نمیتونم تحمل کنم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دخترم۵سالشه پسرم۱۲نه متاسفانه اصلا ویژگی خوب نداره ازش متنفرم



دختر خوب چرا بچه دار شدی وقتی شوهرت اینطوری بود؟؟الانم اگر واقعا اینطوریه که میگی و اغراق نمیکنی جدا شو این مرد مطمینا پدر خوبی هم نیست خانوادت پشتت هستن برای جدایی یا نه؟؟

با بچه هات چجوری رفتار میکنه؟؟وقتی بیکاره مخارج زندگی رو چجوری تامین میکنین؟

رفتارش درحد معمولی پدرمادرم کمک میکنن خانواده خودشم بعضی وقتها توسال شاید دوماه بره سرکار کلا متکی خانواده اش بود ازاول

بیست و هشت یعنی ۱۲-۱۳ سال موچکتر از من که تازه ازدواج کردم

یعنی یه عمر موفقیت

اگر پشتت هستن تموم کن

به اندازه کافی فرصت اصلاح داشت

ببین

بریز دور حرفای خاله زنکیو

بچه ها تو محیطی که مسئولیت پذیری رو آموزش ببینن ولو از یک والد خیییییلی کمتر صدمه میبینن

این تحربه دوستای خودمه که یه عمر به والدینشون میگفتن کاش جدا میشدید و ما اینهمه تنش نداشتیم

اولش کمی گیجی

مثل بیرون اومدن از غار بعد از سالها

بعدش میبینی زندگی اون بیرونه

حتی تنها

ولی سعی کن کمی استقلال مالی داشته باشی

که با خانواده ت نمونی حداقل بعد یک سال

پانسیون بشی بهتره 

هزینه ای هم نداره

برو سر کار

صبح تا شب

فقط اجاره پانسیون بده و خورد و خوراک

ولی مستقل باش

چیزی که بهش نیاز داری


2790
2778
2791
2779
2792