2777
2789
عنوان

به یاد پدرم

383 بازدید | 43 پست

سلام بچه ها من پدرم خرداد پارسال فوت کرد ازون موقع خیلی حالم بده کم پیش میاد خوشحال باشم مامانمم که صیغه ی یه مرده شد رفت دنبال زندگیش...حس میکنم ازین که بابام نیست خیلی افسرده شدم همش خاطره هاش میاد تو ذهنم تا یکی حرفشو میزنه سریع گریم میگیره وقتایی که خیلی ناراحتم شبا میاد تو خوابم...از وقتی مامانم عروسی کرده شوهرم گفت رفت و امد نکنیم گفتم باشه قبول کردم...ولی همش رفتارای مامانم و میزنه تو سرم بعضی وقتا واقعا خسته میشم...باهمه مشکل داره با فامیلای منم که اصلااااا رفت و امد نداره نمیذاره منم برم و بیام...چند روزه از غصه دل درد و معده درد گرفتم...

پدر کوهه پشت دختر انشالله خدا بهت صبر بده اوناییکه پدر دارن خداحفظشون کنه

دختر قشنگم پسر پهلونم مامان عاشقانه دوستون داره ای کاش همیشه بچه بودید آخه هرچی بزرگتر بشین فاصله ما از هم بیشتر میشه من خستگی الان به جون میخرم فقط این روزا زود تموم نشن همیشه برقرار باشین منتظر یه نی نی باشین به زودی 😍💋

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خدا پدرتون رو بیامرزه،  روحشون شاد

افسرده شدی عزیزم 

پیش  روان شناس برو حرفاتو بزنی حالت بهتر میشه، ممکن هم هست نیاز به دارو باشه

اسماعیل بخشی ✌️سپیده قلیان✌️

حالا چرا شوهرت اینطوری میکنه عوض اینکه پشتت باشه

نذار سواستفاده کنه از شرایط

بگو مادرمه باید باهاش ارتباط داشته باشم


دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

خدا پدرتونو بیامرزه. ولی مامانت کار بدی نکرده. قرار نبود تا اخر عمرش تنها بمونه. به شوهرتم خیلی رو دادی چون اصلا به اون کوچکترین ربطی نداره که مادر تو چیکار میکنه. دوباره با مادرت رفت و امد کن

خدا پدرتون رو بیامرزه،  روحشون شاد افسرده شدی عزیزم  پیش  روان شناس برو حرفاتو بزنی ...

یه بار رفتم بهتز شدم حالا دوباره بدتر شدم کاشکی منم میتونستم شاد باشم

خدا رحمت کنه بابایت را البته شما نبایدکارمشروع مادرتا را زیر سوال برده وبه شوهرت اجازه بدی که هرچه دلش خواست بگه به شوهرت بگو حق نداری در مورد مادرم وفامیل هایم قضاوت کنی برای خودت شخصیت قائل شو واجازه دخالت را به شوهرت نده وبا بستگان ومادرت قطع رابطه نکن.

واقعا همینه تکیه گاهم بود

بهترین زن بهترین شوهر که ادم داشته باشه هیچکی تو دنیا پدرومادر نمیشن  حتی اگه بدترین باشن

دختر قشنگم پسر پهلونم مامان عاشقانه دوستون داره ای کاش همیشه بچه بودید آخه هرچی بزرگتر بشین فاصله ما از هم بیشتر میشه من خستگی الان به جون میخرم فقط این روزا زود تموم نشن همیشه برقرار باشین منتظر یه نی نی باشین به زودی 😍💋
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز