2777
2789
عنوان

جاری مغرور......

| مشاهده متن کامل بحث + 6640 بازدید | 72 پست

حسادت من کشتدش

من که نه کلا هرکی جاریش میشد جای منم همینقد بد بخت بود

از وقتی یادمه دنبال حرف و حدیث و حسادته

پارسالم تولد بچمو خراب کرد

پارسال مهمونی بزرگ گرفتم با کلی مهمون

این دیر اومد یهو از در اومد دید همه دارن میرقصن جشنه و شلوغ پلوغ رفت نشست رو پله ها گریه کرد‌...بخدا

بعدم قهر کرد

سر سفره نیومد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حنابندونمم😬😬😬😬رقص حنا کرد

بعد مامانم شاباشش رو داد رفت نشست یه گوشه تالار ..‌

کلی فامیل دامادو جم کرد

بلند بلند میگفت چرا شاباش کم دادن به من

کلا جشن شد بررسی مقدار شاباش این خانوم.... ابرومونو برد

خب بقیه چیزی بهش نمیگن که چرا انقد حسودی؟؟ به نطرم میبینی اینطوریه دفعه بعد روز قبل رسمی سر ساعت د ...

خونه خودم کوچیکه خیلی نشد جشن بگیرم امسال همون پارسالم انداختم خونه مادر شوهرم

خیلی ناراحتم الان...

حرفها که تو چند خط نوشته اینجا نمیگنجه ولی گفتم شاید کسی بیدار باشه الان کمی دلداریم بده

ازین ماجراهای جاری بدتر از همه شوهرمه....

که همیشه پشت دیگران در میاد نه من اخلاقشه کلا

من همیشه مقرم در نظرش تو خیابونم کسی بهم حمله کنه فک کنم میاد میگه تقصیر خودته تو مقصری

امشب اومدیم خونه کلی حرف بهم زد که تو مقصری باید صبر میکردی میگم چقد دیگه بیشتر از ده روز...


امشب بعد اینکه جم اروم شد و خانوم حرفاشونو زدن و دلشونو خالی کردن..... نشسته بودن رو مبل همه اون نشسته بود رو صندلی

من اومدم نشستم با اینکه خیلی سعی میکردم جلو خودمو بگیرم که اشکام نریزه

یهو پاشد با غیض صندلیشو برگردوند

پشتشو کرد به من نشست....

منم دیگه معطلش نکردم پالو چادرمو برداشتم بچمو حاضر کردم زدم بیرون

شوهرمم دنبالم

مادرشوهرمم اومد دنبالم ولی واینستادم دیگه

امشب بعد اینکه جم اروم شد و خانوم حرفاشونو زدن و دلشونو خالی کردن..... نشسته بودن رو مبل همه اون نشس ...

چه جاری گستاخی داری اگه جات بودم هر چی از ذهنم در میومد بارش میکردم

برای سلامتی همسرم و بچه هام و خونه دارشدنمون با دلهای پاکتون لطفا یه صلوات😘😘😘😘

همه میدونن اون مقصره

با اینکه ده سال بزرگتره از من مادرشوهرم همیشه میگه تو گذشت کن

تو هیچی نگو

همه همشه مراعاتشو میکنن پر توقع شده

ده شبه که تولد ساده بچه منو عقب انداخته به هزارتا بهونه

بعد اخرم من مقصر شدم که چرا صبر نکردم بالاخره یه وقتی پیدا کنه بیاد

خب نیاد...

چه جاری گستاخی داری اگه جات بودم هر چی از ذهنم در میومد بارش میکردم

به احترام پدرشوهرم و مادرشوهرم هیچی نمیگم

و در ضمن این موضوع که بالا گفتم اینکه از نظر شوهرم همیشه تقصیر منه

حالا هیچی نگفتم طلبکار شده میگفنم که دیگه هیچی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  9 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  9 ساعت پیش