من یه غلطی کردم اومدم واسه دخترم تولدش رو کیک ببرم خونه مادرشوهرم کلا یه برادر شوهر دارم ما زنگ زدیم که اینام بیان دور هم باشیم
ده روز دائما بهوته اورد و دعوتمونو رد کرد
منم دیدم شاید نمیخواد بیاد واقعا...
دیشب کیک و گزفتم رفتیم خونه پدرشوهرم بعد این مثلا کلی ناراحت شد که چرا اینکارو کردین حالا وایمیستادین من میومدم
باز امشب پدرشوهرم مارو جم کرد خونشون اونام اومدن
بیخبر رفت کیک بگیره که مثلا از دل همه دربیاد ماجرا...
خانم بهش بر خورد که چرا به من نگفتین تولده
بعد شروع کرد ..... انقد گفت و گفت که کیک و کوفت همه کرد