2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
چرا پرینتش نمیکنی اگه اینقد اذیتت میکنه؟!؟!؟

سال پیش 1 نمره به نمره چشمای فوق بینای من به خاطر ebook خوندن اضافه شد!!!! (البته من روزانه 30 یا 40 صفحه رو حتما میخوندم که اینطوری شدم)

و اینکه اگر کتاب رو میخوای حوالی 8 شب نمیری انقلاب دست دومش گیرت میاد.
من به دلیل بیماری ویروسی که گریبانگیر خودم و خانواده م شده تا الان نتونستم حتی 1 صفحه بخونم.
فردا به سرعت برق و باد یه دوره میکنم و خودمو میرسونم.
انشاالهههههه

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دربند اما سبز !

اول ممنون از اینکه مسعود بهنود رو پیشنهاد دادید وباعث شدید فرصت خواندن نوشته به این زیبایی رو داشته باشم.
اگر نخونیدش حتما چیزی رو از دست میدید مطمئن باشید !

ادبیاتش در نوع خود منحر به فرد بود. موقع خوندنش حس میکردم دست کردم توی صندوقچه اش و دست نوشته هاش رو بی اجازه برداشتم و نمیدونید با چه لذتی خوندمشون. گاهی حس میکردم با کسی روبرو هستم که هر چه بیشتر باهام حرف میزنه کمتر میشناسمش ... گاهی چنان با خودش درگیر میشه که نمیتونید کاری براش یکنید و گاهی غرق در افکار خودش میشه مثل کسی که داره با آدم حرف میزنه بعد یهو میره تو عالم خودش و هر چی صداش میکنید جواب نمیده ... بعضی جاها هم چنان موشکافانه مو رو از ماست میکشه بیرون که آدم مبهوت میمونه .
در التدا اشاره میکنه به اینکه مخاطب این نوشته پسرشه ( مثل یک جور نامه نگاری ) اما بعد میگه که برای پسرش و تمام جوانهای ایرانی. مینویسه که نیما پسرم مرا ببخش که سومین باری که گفتی جوابت را به آن تندی دادم.کلماتم را به یاد دارم. نتد و بی رحم از تو پرسیدم (( اصلا چرا به اینده ی من فکر میکنی چرا نگران آنی )) و نگذاشتم جواب بدهی خودم جایت گفتم :چون پدرنت هستم لابد. هان . میخواهی بگویی آخر تو پدر منی !

و بعد به ایران میاد و پسرش مینویسه : وقتی شنیدم به زندان افتاده ای آمدم نگرانت شوم,نگرانت هستم,ولی به باد آوردم آن جوان باریک اندامی را که سی و چند سال پیش عینک مادر بزرگ را قرض گرفت و به دفتر روزنامه ای رفت تا شغل و آینده ی خود را انتخاب کرده باشد یادم افتاد به لذتی که از بودن در آن سرزمین میبری ... .

و بعد روایت میکنه از روزها و شب هایی که آنجا سپری کرده و الحق که خوب هم میگه . انقدر که حس کردم مخاطبش هستم اساسا !
کتاب با یک شعر شروع میشه از بهنود مینوسم براتون و نیازی نیست یاداور بشم چه اندازه زیباست( نمیدونم چه سالی سروده شده چاپش که مال سال هشتاده !)


""سبز ماندم، سبز خواهم ماند. تا زمان دارم. تا زمین پیداست

تا صنوبر هست – یا به قول شاعر کاشان شقایق هست –

تا صدایت می توانم زد

تا یکی در کوچه می خواند.

تا کسی یاد تو را – در آینه کوچک و هر چه محو خاطرش – محفوظ می دارد

تا تو را دارم – ای همیشه در دلم بیدار – سبز خواهم ماند

در سکوت 682، 56، یا در غریو و ازدحام 350، در هر جا ...

در حریم منع و بند – با بازجوئی و چون وچند – در آن گرانی لبخند

سبز ماندم، سبز خواهم ماند

خسته بودم، درد بردم، بغض کردم گاه، گریه هایم را فرو خوردم ...

اما با امیدت – ای دل امیدوارم گرم از تو – سبز خواهم ماند.""


و جاهای دیگه هم گذری بر شعر به تناسب نوشته میزنه که هر کدام به زیبایی و به جا انتخاب شده.
این شعر رو هم خیلی دوست داشتم ازش:

وقتی شکستی و دید شکستنی است

وقتی بریدی و دیدی بریدنی است

برعرش تکیه کن بر خویش تکیه کن

وقتی رها شدی و نشد هیچکس رها

تنها شدی .....غریب.....تنها تر از تمام غریبان روزگار

برعرش تکیه کن بر خویش تکیه کن

وقتی از موج خیز حادثه.....باری دلت گرفت

گویی تو گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

توعاجزی زگفتن و خلق از شنیدنش

برعرش تکیه کن بر خویش تکیه کن

اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
سلام شهر کتابیهااااااااااااااااا

خانم معلم اجازه! ما هنوز نخوندیم به جز چند صفحه! بپذیر عذر تقصیر که حسابی گرفتار گشته ایم در این ایام!

باید برم پیرینت بگیرمش... اینجوری نمیشه خوندش....
منم که تازه 24 صفحه خوندم از صبح.
از دست این دختر

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
بچه ها اگه ب ی ب ی س ی پرژین دارید حتما حتما حتما شب ها برنامه ی نقد روزنامه ها و مجلات بهنود رو ببینید که برنامه ی مورد علاقه ی منه.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
مهسا جون
از بس همیشه در حال بدو بدو ام ساعت دقیقش رو نمیدونم فکر کنم 8.30 یا 9.30 باشه
3 شنبه ها و جمعه ها هست

امشب هم برنامه ی میز گرد جالبی بود که در رابطه با وقایع سال گذشته همین روز بود و بهنود هم که همیشه حضور داره تو این میز گرد ها نظراتش واقع بینانه و جالب بود اما مخالف هم داشت.....
فردا تکرارش رو تونستی ببین.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
من مشکل دارم با این کاری که الان داریم میکنیم!!!!!!!!

مسیحا داره دربند اما سبز میخونه
ما امینه بخونیم
!!!!!!!!
خوب به قول فرنگی ها so what?
قراره همه یه چیز بخونن و راجع به قسمت هایی که براشون جالب بود با هم تبادل نظر کنن.
اگه غیر از اینه که من کل کتاب های بهنود رو خوندم بعضی هاشم چند بار خوندم فایده ی دوباره خوندنش چیه؟

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
سلام من هنوز کتاب رو شروع نکردم ولی با سارا موافقم اینجوری بحثها پراکنده میشه.
درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانی ست که
فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حساسیت پوستی

bvgcf | 4 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز