2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
چه جمله ی خوبی ...

آره دقیقا به نظر من باید بشه چند دقیقه تعریفش کرد و ساعتها راجع بهش بحث کرد.

این بهترین جمله برای مینی مال بود .
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
سلام نازلی عزیز خوش اومدی.


"مستر آنیتون" این اواخر انقدر پول پرست شده بود که تمام ثروتش را تبدیل به طلا و در جایی پنهان کرده بود.
فرزندانش آرزو میکردند پدر زودتر بیمار شود و بمیرد تا به ثروتش دست پیدا کنند.
و "مستر" البته که بیمار شد اما بیماری پیرمرد خسیس چیزی جز آلزایمر نبود و تا آخر عمرش هم یادش نیامد طلا ها را کجا پنهان کرده!

نوشته مصطفی دوغان

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

"مونچو" یک جوان سنگ شکن بود.او همیشه از خدا گله داشت که چرا یک سنگ شکن ساده است؟
او انقدر ناشکری کرد تا یک روز فرشته ی آرزو ها به سراغش آمد و از او پرسید:آرزویت چیست؟
مونچو خواست که ثروتمند ترین مرد چین شود.
و این اتفاق افتاد.....
چند روزی خوشحال بود تا این که احساس کرد خورشید از او قوی تر است.
پس خواست که خورشید باشد و شد
مونچو حالا تصور میکرد فرمانروای دنیاست... اما روزی تکه ابری جلوی او را گرفت .....او آرزو کرد ابر شود که شد!!!اما از این که میدید همه جا کوه های بلند باعث تکه تکه شدنش میشوند دلگیر شد و خواست کوه شود و شد!!!
تا مدتی احساس قدرت و خوشبختی میکرد تا روزی جوانی سنگ شکن با پتک به جانش افتاد و چون دید دارد از بین میرود آرزو کرد دوباره سنگ شکن بشود.اما فرشته دیگر نپذیرفت و به او گفت:تو خودت ابتدا سنگ شکن بودی اما چون به سرنوشتت قانع نبودی تقدیر اینگونه بود که به دست یک سنگ شکن نابود شوی.......
و ضربه های پتک جوان مونچوی طماع را برای همیشه نابود کرد.

نوشته ی پائولو کوئیلو

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
مرسی سارا.

بچه ها کیمیگر 2 پائولو کوئیلو رو خوندید؟ تماما مینی ماله و بعضی هاش واقعا میشه ساعت ها راجع بهش حرف زد .
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
آره مسیحا معجزه بود ولی می خوام بگم تو ادبیات کهن ما از این دست حکایتها که شبیه داستان کوتاه هستن زیاده، با این تفاوت که این داستانها وحکایتهای کوتاه زاییده تخیل نویسنده نیست، بلکه رویدادی واقعی ست با عناصر داستانی. حالا با این اوصاف آیا می توان این حکایات را در گروه مینی مال محسوب کرد؟!

مثل این که گیر دادم به این قضیه، نه؟ :)
من که سواد اکابریم در حد این نیست که بخوام چیزی رو دسته بندی کنم . اما به گمانم هست چون یک داستان کوتاه کوتاه و کامله.
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
سلام....

همیشه هر اغازی یه پایانی داره و هر سلامی یه خداحافظی....

فکر نمیکردم خداحافظی من از دوستای خوبی که اینجا پیدا کردم اینقدر زود رخ بده.....اما باز هم همان حکایت همیشگی....تا نگاه میکنی وقت رفتن است.....

مسیحا وبلاگ قشنگی داری....نوشته هات و دیالوگ هاتم خیلی زیباست....دلم واسه وبلاگ و نوشته هات تنگ میشه...

برای همه ی قشنگی های این تاپیک...

دوستتون دارم

التماس دعا
فافا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کجا داری میری دختر ؟؟؟؟ شوک بدی بود
دلم برات تنگ میشه خیلی جمله ی ناقصیه برای بیان احساسم
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
مسیحا جون اون چیزی که به نام کیمیاگر 2 منتشر شده ظاهرا اصلا مال آقای کوییلو نیست تعجب کردم که اینهمه سال نوشته شده و ترجمه هم شده و منتشر هم شده و من هنوز نخوندم.آخه من خیلی نوشته هاشو دوست دارم.و این کتابفروشیی هم که 16 ساله مشتریش هستم غیر ممکنه از پائولو کوئیلو اثر جدیدی بیاد و به من خبر نده.حتما یه چیزی بوده که صداشو در نیاورده.چون میدونه که نوشته هاشو دوست دارم و با روحیاتم سازگاره.

به هر حال مرسی از پاسخگوییت.

چند تا از مطالبی که در این رابطه پیدا کردم رو براتون میگذارم.
اکنون که به پایان مطلب نزدیک می شویم نوبت به مسایل حاشیه ای کیمیاگر می رسد!هرچیز مطرحی حواشی خاص خودش را دارد و کیمیاگر هم از این قاعده مستثنی نیست.اخیرا کتابی وارد بازار نشر شده است به نام کیمیاگر 2!!ظاهرا این کتاب دنباله ایست بر گیمیگر اصلی که باید لابد کیمیاگر1 بوده باشد که حالا 2اش آمده !کتاب کیمیاگر ،حداقل تا این لحظه،دنباله ای به قلم آقای کوئیلو ندارد و هر چندکتاب نام برده نام وی را یدک می کشد اما هر چه باشد مستقل از کیمیاگر است و کتاب دیگریست که انگیزه مترجم آن و ناشرش از نام گذاری آن تحت عنوان کیمیاگر2 معلوم نیست.ولی اگر از قوه تخیل تان بهره بگیرید شاید ارتباطی بین فروش بیشتر خمیردندان لطیفه2 و نام گذاری این کتاب بیایید!

من کل مطلب رو که راجع به کیمیاگر بود اینجا نگذاشتم همین بخششو که مربوط به سوال خودم بود رو گذاشتم.
Lilypie Pregnancy tickers
Sunday, August 22, 2004

دیروز رفته بودم کتاب فروشی دوباره.. البته کتابی که می خواستم رُ (طبق معمول!) نداشتن، اما دست خالی نموندم (شدیداً در برابر بعضی چیزا نمی تونم خودم رُ کنترل کنم، از جمله کتاب! بگذریم..)
7 - 8 تا کتاب بود که برداشتم، دم صندوق دیدم یه چیزی اون ته داره چشمک می زنه ! برای اولین بار در ایران! کیمیاگر2 ! پائولو کوئلیو !!! ترجمه ی آیسل برزگر - انتشاراتِ شیرین !!! شدیداً مطمئن بودم یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست چون امکان نداره همچین چیزی.. آخرین کتاب هایی که کوئلیو نوشته پدران، پران، فرزندان در سالِ 2001 بود و بعد از اون هم یازده دقیقه که هیچ وقت به فارسی ترجمه نشد و تازه کتاب بعدی ش که قولِ چاپ ش به فارسی رُ داده بود، زهیر‌ اسمشه و قراره اواخر سالِ هشتاد و چهار چاپ بشه..

اول حدس زدم یه کتاب قدیمی رُ به این اسم منتشر کرده؛ اما جدید بود! بعد فکر کردم اصلاً شاید یکی به اسم پائولو کوئلیو پیدا کردن و این اون نیست که هست؛ اما عکس ش خودش بود.. هر چی سعی کردم یه مشکلی تو کتاب ببینم نبود!
شناسنامه ی کتاب هم ظاهراً مشکلی نداشت..

فصل اول کتاب رُ خوندم؛ همون یازده دقیقه بود !!!!!!!!!!!!!!!
آخرین نتیجه ای که گرفتم این بود که به این طریق خواسته سر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رُ کلاه بذاره (یازده دقیقه، آخرین رمان پائولو کوئلیو، زندگی یه روسپی رُ بیان می کنه واسه همین مسلم بود که تو ایران چاپ نمیشه -البته انگلیسی ش تو بازار هست!- من ترجمه ی فصل اول ش رُ تو کاپوچینو خونده بودم..
خلاصه این کتاب رُ همراه باقی کتاب ها از محمدی گرفتم و دنبالِ کتاب هایی که پیدا نکردم رفتم شهر کتاب.. دقیقاً جلو درش اطلاعیه ی پائولو کوئلیو رُ زده به دیوار که گفته کیمیاگر 2 جعلی هست و من ننوشتم و نخرین ش !
ظاهراً این نامه با عنوانِ عزیزان و دوستان مهربان ایرانی ام از طرف پائولو برای انتشارات ش در ایرن (کاروان) فرستاده شده و کاروان هم به کتاب فروشی ها و چند تا روزنامه رونوشت ش رُ فکس کرده، نوشته بدین شرحه:

عزیزان و دوستان مهربان ایرانی ام؛
سلام،
خبردار شدم که کتابی با نام کیمیاگر 2 توسط ناشری در ایران منتشر شده است. همین جا اعلام می کنم من هرگز کتابی با نام کیمیاگر 2 ننوشته ام و قصد هم ندارم بنویسم. ظاهرا این کتاب برداشتی از کتاب یازده دقیقه است. اما با دخل و تصرف فراوان، قبلا هم در نامه ای توسط ناشرم، انتشارات کاروان، از وزارت فرهنگ ایران درخواست کرده بودم که اجازه انتشار این کتاب را با دخل و تصرف در ایران ندهد. اگر وضعیت فرهنگی یا سیاسی ایران انتشار این کتاب را به صلاح نمی داند، ترجیح می دهم بدون دخل و تصرف بماند.با توجه به این که این کتاب متعلق به من نیست. از خوانندگان عزیزم که همیشه پشتیبان من و آثارم بوده اند و به جرأت می توانم بگویم بهترین خوانندگان کتاب های من ایرانی اند، صمیمانه خواهش می کنم از خرید این کتاب خودداری کنند تا اجازه سودجویی از نام مرا که مورد لطف خوانندگان ایرانی هستم، به کسی ندهند.ضمن آن که وزارت فرهنگ ایران علی رغم هشدار قبلی من اجازه انتشار کتابی با عنوان جعلی از من را داده است. از دولت آقای خاتمی چنین انتظاری نداشتم. امیدوارم وزارت فرهنگ ایران، با جمع آوری و توقیف این کتاب، ثابت کند که علی رغم خبرسازی ها، اجازه سوءاستفاده از نام نویسندگان مشهور را به ناشران سودجو نخواهد داد. هرچند مطمئنم که خوانندگان من فهیم تر از آن اند که در دام چنین شیادی هایی بیافتند.متأسفانه وزارت فرهنگ به قرارهای قبلی اش با من نیز چندان پایبند نبوده است. نه در مورد قولی که برای حفظ حق نشر آثارم برای یک ناشر به من دادند، نه در مورد جایزه ادبی که قرار بود مشترکا با همکاری من و ناشرم و وزارت فرهنگ اهدا شود و نه در مورد حفظ سلامت آثارم در ایران، امیدوارم این بار دست کم مانع انتقال اثری که از آن من نیست با نام من، به خوانندگان من شود.

هر چند من اگه اینو هم می دونستم باز هم کتاب رُ می خریدم (چون ترجمه ی دیگه ای از یازده دقیقه وجود نداره) اما چه قدر احمقه این آیسل برزگر جلیلی مقدم و به طبع نشر شیرین و بعد هم وزارت فرهگ و ارشاد اسلامی تهران.

کتاب که تو بازار هست، تو همین چند هفته به چاپ دوم رسیده (تیراژ بالای 5000 تا!) و با این حساب مقدمه ی اول کتاب هم کاملاً جعلیه، مترجم خواسته یه جوری کتاب رُ ربط بده به کیمیاگر.. شابک کتاب 964-5564-85-9 هست.

این روزا حداقل به دلیل کتاب های خیلی زیادی که هست، معمولاً خرید من رو اسم نویسنده و مترجم و انتشاراتیه؛ مثلاً همه ی کتاب های انتشاراتِ کاروان، یا ترجمه ی ستاره آخوند زاده یا آرش حجازی یا میترا معتضد و چندین اسم دیگه که هر کدوم تو سبک خودشون؛ می تونی مطمئن باشی کتاب ش ارزش خوندن داره!
از این به بعد هم یادم باشه کتاب های نشر شیرین و ترجمه ی آیسل برزگر رُ نخرم !
Lilypie Pregnancy tickers
چه جالب گیتا.

قلقلکم دادی یه جستار تو گوگل کنم و دیدم راست گفتی !! عجب بابا ! روی کتاب من نوشته : کیمیاگر 2
نوشته ی پائولوکوئیلو !
اما الان با نوشته ی تو و مقالات دیگه فهمیدم که خودش هم خبر نداشته و اصلا چیستی این کتاب معلوم نیست !


ممنون از اطلاع رسانی و پیگیریت دوست خوبم
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
البته من علاقه ی چندانی یه این نویسنده ندارم و سبکش رو زیاد نمپسندم شاید برا خاطز همین عدم شناخت صحیحم ازش بود که نتونستم تشخیص بدم جعلی بودنش رو.
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز