هیچی ارومم نمیکنه.دلم از نامردیه همه گرفته.اما جز سکوتم کاری نمیتونم بکنم😔
گاهی از اتفاقات بد وخوب زندگی باید درس بگیری .تو این اتفاق بد مقصر بودن خانواده ها و شوهرت .چرا مادرشوهرت برات غذا نمی اورد .انقدر سختش بود ظهر میاورد شبم میخوردی .از جات بلند نمیشدی .حداقل تا هفته ۳۰ یه جور تحمل میکردی .اونموقع دیگه اگه دنیا میومد زنده میموند اما همه ی اینا گذشته و باید خواست خدا در نظر بگیری .توی این وقت عزیز با اینکه گناهکارم از خدا میخوام اول به قلبت ارامش بده بعدم یه نسنیه خیلی ناز وسالم
گاهی از اتفاقات بد وخوب زندگی باید درس بگیری .تو این اتفاق بد مقصر بودن خانواده ها و شوهرت .چرا مادر ...
مادرشوهرم نه تنها غذا نمیاورد بلکه الان علنا اعلام میکنه من انقد داشت بهم خوش میگذشت اصلا تو و مشکلتو یادم نبود.شوهرم خیلی کمکم کرد اما توی دکتر بردنم کوتاهی میکرد در حالیکه من باید هر هفته چکاپ میشدم و وضعیتم بررسی میشد.در ضمن ممنونم از دعای قشنگت عزیزم😘
عشق مثل جنگ می مونه...شروع کردنش راحته...تموم کردنش سخته...فراموش کردنش محاله...
مادرشوهرم نه تنها غذا نمیاورد بلکه الان علنا اعلام میکنه من انقد داشت بهم خوش میگذشت اصلا تو و مشکلت ...
سلام.دوران بسیار سختی گذروندی خدا رو شکر کن که میگذرد خیلی خیلی زود دوباره مامان میشی .منم ۴ روزه دومین سقطم در یکسال داشتم.توکلم بخداست بخاطر یهل انگاری دکترم ابن بچه ام سقط شد منم داغونم کاش این روزها زودتر بگذره.براتون دعا میکنم ارامش بگیرین