2821
2789
عنوان

دعوا و گریه

| مشاهده متن کامل بحث + 2806 بازدید | 61 پست

گفت من پدر مادرمم دوست دارم. غزلم دوست دارم. 

غزل دختر شهره. غزل پدرش پولداره و منو تحمل کرده. الانم که حتی به بابام پول میدم به جای اینکه بهم پول بده شما حق ندارین بگین پیشرفت نکنم و غزل رو خونه حقیر نگه دارم.

گفت پدر غزل نصف پولو میده عین شما نمیپره وسط. گفت از دست دخالتا میبرمش.

گفت ولتون نکردم. کارم زیاده. پول ندادین ازدواج کنم الانم میگین به ما برس. خب پول از کجا بیارم زن و بچه ام بخورن و به شما هم کمک کنم. آدم آهنی نیستم که.


نهال خانوم مامانی عاشقته

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ببین واسه عروسی خواهر شوهرم خودشو کشت من برم آرایشگاه تو قلهک دوستش بود منم ی باشه گفتم بعد رفتم گل آرا که خودم میخواستم سه و پونصد هم دادم بعد گف موهاتو بدع من رنگ کنم گفتم اوکی محمدرضا بیا بریم رنگ بخریم رفتم دویس تومن خرت و پرت خریدم اومدم گفتم حالا ی روز دیگ رفتم هفتصذ تومن دادم آرایشگاه رنگ کردم تا اون باشع دخالت نکنه

من آموزشگاه و سالن زیبایی دارم سوالی داشتید در خدمتم

شوهرم گفت میخوام شهر بزرگ پیشرفت کنم. چیزیم از شما کم نمیشه.

چون کمک مالی نمیکنین . کاریم داشته باشین میام اما در حد معقولش.

تمومش کنین من و غزل عقل داریم. به خواهر شوهرم گفت تویی که عقل نداری شهر بزرگتر نعمته. برو تو روستا زندگی کن خب. و صلوات فرستاد

نهال خانوم مامانی عاشقته

انگار همون آدما نبودن. پشتم آوردن بالش گذاشتن و برام غذا کشیدن. درحالیکه هیچ وقت از این کارا نمیکنن. شوهرمم دید پیشش دارن خودشیرینی میکنن رفت نماز بخونه اتاق دیگه.

دیگه هیچی نگفتن. حتی موقع اومدن بدرقه هم کردن که هیچ وقت نمیکردن.

نهال خانوم مامانی عاشقته

اومدیم خونه بغضم شکست. اندازه تمام عمرم گریه کردم و گله کردم. شوهرم هیچی نمیگفت . آخرشم گفتم طلاقم بده بچه ام هم میبرم واسه مهریه. مهریه ام خیلی زیاده. 

گفتم من برم همه چیز حل میشه. فقط نگام کرد.

و من گریه کردم. پاشد دستاشو خیس کرد آورد کشید رو صورتم گفت گریه نکن و بوسم کرد. منم چیزی نگفتم. براش میوه آوردم و خوابیدیم.

الان چیکار کنم دخترا؟نمیتونم مثل قبل خونواده شوهرمو ببینم یا برم خونشون. دلمو شکستن. 

از طرفیم میدونم توقعاتشون تمومی نداره

نهال خانوم مامانی عاشقته
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792