2777
2789
عنوان

دعوا و گریه

| مشاهده متن کامل بحث + 2806 بازدید | 61 پست

گفت من پدر مادرمم دوست دارم. غزلم دوست دارم. 

غزل دختر شهره. غزل پدرش پولداره و منو تحمل کرده. الانم که حتی به بابام پول میدم به جای اینکه بهم پول بده شما حق ندارین بگین پیشرفت نکنم و غزل رو خونه حقیر نگه دارم.

گفت پدر غزل نصف پولو میده عین شما نمیپره وسط. گفت از دست دخالتا میبرمش.

گفت ولتون نکردم. کارم زیاده. پول ندادین ازدواج کنم الانم میگین به ما برس. خب پول از کجا بیارم زن و بچه ام بخورن و به شما هم کمک کنم. آدم آهنی نیستم که.


نهال خانوم مامانی عاشقته

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببین واسه عروسی خواهر شوهرم خودشو کشت من برم آرایشگاه تو قلهک دوستش بود منم ی باشه گفتم بعد رفتم گل آرا که خودم میخواستم سه و پونصد هم دادم بعد گف موهاتو بدع من رنگ کنم گفتم اوکی محمدرضا بیا بریم رنگ بخریم رفتم دویس تومن خرت و پرت خریدم اومدم گفتم حالا ی روز دیگ رفتم هفتصذ تومن دادم آرایشگاه رنگ کردم تا اون باشع دخالت نکنه

من آموزشگاه و سالن زیبایی دارم سوالی داشتید در خدمتم

شوهرم گفت میخوام شهر بزرگ پیشرفت کنم. چیزیم از شما کم نمیشه.

چون کمک مالی نمیکنین . کاریم داشته باشین میام اما در حد معقولش.

تمومش کنین من و غزل عقل داریم. به خواهر شوهرم گفت تویی که عقل نداری شهر بزرگتر نعمته. برو تو روستا زندگی کن خب. و صلوات فرستاد

نهال خانوم مامانی عاشقته

انگار همون آدما نبودن. پشتم آوردن بالش گذاشتن و برام غذا کشیدن. درحالیکه هیچ وقت از این کارا نمیکنن. شوهرمم دید پیشش دارن خودشیرینی میکنن رفت نماز بخونه اتاق دیگه.

دیگه هیچی نگفتن. حتی موقع اومدن بدرقه هم کردن که هیچ وقت نمیکردن.

نهال خانوم مامانی عاشقته

اومدیم خونه بغضم شکست. اندازه تمام عمرم گریه کردم و گله کردم. شوهرم هیچی نمیگفت . آخرشم گفتم طلاقم بده بچه ام هم میبرم واسه مهریه. مهریه ام خیلی زیاده. 

گفتم من برم همه چیز حل میشه. فقط نگام کرد.

و من گریه کردم. پاشد دستاشو خیس کرد آورد کشید رو صورتم گفت گریه نکن و بوسم کرد. منم چیزی نگفتم. براش میوه آوردم و خوابیدیم.

الان چیکار کنم دخترا؟نمیتونم مثل قبل خونواده شوهرمو ببینم یا برم خونشون. دلمو شکستن. 

از طرفیم میدونم توقعاتشون تمومی نداره

نهال خانوم مامانی عاشقته
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز