سلام من اصلا نميتونم جلو اشكمو بگيرم احساسى شم گريه ميكنم با بابام حرف بزنم احساساتى شه گريم ميگيره شوهرم كافيه يكم باهام رك باشه يا بهم يه چى بگه بگه تو اين طورى اين طورى هستى زود گريم ميگيره حالم از اين حالتم بهم ميخوره كه قوى نيستم محكم نيستم شوهرم ميگه نميتونم بگم با چشات ابرو هست ميرى تو قيافه تو بچه اى با خودم ميشينم ميگم لابد فقط من اين طورى هستم بقيه دخترا قوى هستم شوهراشون دوسشون داره نه مثل من احساساتى بدبخت 😔شما اصلا گريه نميكنيد اگه شوهرتون يه چى بگه؟
احساساتی بودن بد نیست امااا شما علاوه بر حساس بودن بله بچه هستین ... رشد عاطفیتون کامل نیست ....و مردا اصلا از زنی که گریه کنه و قهر کنه و اینا خوششون نمیاد شاید اوایل جالب باشه اما بعدا دقیقا عکس عمل میکنه و طرد میکنه زن رو ....موصوع گریه هم نیست شما کنترل نمیتونی بکنی احساساتتو
بستگی به طرز حرف زدن طرف هم داره. یه پسری بود به قصد اشنایی برا ازدواج یه مدت باهاش حرف میزدم. خیلی ادمو تخریب شخصیت میکرد و اشکمو درمیاورد اخرشم میگفت حساسی بعد فهمیدم با خواهرای خودشم همینکارا رو میکنه و کلا با دختر جماعت اینطوری حرف میزنه و اشکال از اونه نه من.و الا کسی مثل ادم ایرادمو بگم گریه ام درنمیاد
من از اون دسته آدمایی هستم که از بغض بمیرم هم نمیزارم اشکم دربیاد. دوس ندارم کسی اشکامو ببینه
چه جوری نمیذاری اشکات بیاد پایین؟؟؟ پس چرا من نمیتونم😭😭 موقعی که گریم بگیره کلی خودمو فحش میدم که گریه کنی میزنم تو سرت، وای به حالت، یهو میبینم رییییختتتت😩😩😩
نه برای اینکه من تو محیط کارم فوق العاده خشن و جدی هستم و شخصیت قوی دارم ، ولی فوق العاده حساسم روی کسایی که برام مهم هستن و انتظار ندارم ازشون حرفی رو به خصوص پدر ، برادر ، همسرم
بقیه خیلی کم لبخندم رو هم دیدن چه برسه به گریه ام رو
با محبت و شجاعت تمام دروازه های دنیا برایت باز میشه 😍
من خیلی گریه میکردم اما چند بار دیدم کسی کنارم نیست الان باید خودم خودمو جمع و جور کنم ، و زندگی کنم ، بعد دیگه الان خیلی وقته نکردم به همه چی میخندم برعکس شدم و رفتارا هم برگشته