دوشب پیش یکی تو عروسی بالگد زده بود به ماشینش فرار کرده بود.خیلی ها طرفو دیده بودن به گوشش رسیده بود که شوهره من دنبالش میگرده خودش زنگ زده بود گریه میکرد میگفت غلط کردم ببریم ماشینتو درست کنیم خرجش بامن.شوهره من گفت خرجه کل طایفتو میدم فقط ازاین شهربرو.الانم دوستاش زنگ زدن که فلانی رو گرفتیم یه ساطور برداشت رفت.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :| حالا نموندنمون هیچ :( چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟ :/