خونه بابام كه بودم هميشه با خواهرام مشغول بودم بعدشم تو خوابگاه با دوستام الان ك ازدواج كردم يع مدت هم هست سركار نميرم چون از خونمون دوره خيلي تنهام دو ماهم اقدام كردم واسه بارداري خبري نشد خلاصه كه خيلي نا اميد و افسرده شدم بنظرتون چيكار كنم ؟كسي مثه من هست؟
برو سر کار بچه هم بیاد بعدش می ره مدرسه دوباره تنها میشی تنها راهش کار هست منم این شکلی ام تازه از شهر خودمم دور شدم شوهرم ماشین گرفت واسم اما بازم تنها بودم دوباره رفتم سر کار فقط دو سال بیکار بودم افسرده شدم
خیلی وقته حرفهای دیگران اذیتم نمیکنه میخوام سال 99 پر رو، پوست کلفت،و بیخیال زندگی کنم اما میخوام رک باشم جواب بدم مظلوم نباشم و خودخوری نکنم💪💪💪💪