من اسمم ی اسمیه که تو این تاپیکم راحع بهش بحث شد که چ اسمیه, و کسایی که داشتنش چقدر اذیت شدن. خودم لیسانس دارم.آموزشگاه زبانم رفتم, مدرک اونم گرفتم. 30 سالمه. زشت نیستم, معمولیم. اعتماد ب نفسمم خیییلیییی خوبع. تاااااااا زمانی که کسی نفهمه اسمم چیه. تو دانشگاه, آموزشگاه, بین دوستان جدید, تو بانک, دکتر..... هر جا وقتی صدام میکنن خجالت میکشم. خیییلیییی اعتماد ب نفسمو میگیره. این اسمو مادر بابام, مادربزرگم رو حساب مادرشوهر بازی روم گذاشت, وقتی بابام نبود. والا مامان و بابام میخواستن اسممو بزار لیلا. خدایی لیلا کجا , این اسم کجا. وقتی صدام میزنن, یا مجبورم اسممو بگم ب کسی, حس بدی میاد تو دلم نسبت به مادربززگم. فوت شده, اما خوب دست خودم نیست. الانم دلم واسه دخترم میسوزه که بعدا چجوری میخواد ب دوستاش بگه که اسم مامانش چیه.
نمیپم زینب بده, خیلی قشنگه. اما خوب ب بچتم فکر کن خواهر. ایشالا نظر کرده حضرت زینب باشه کوچولوت