بچه ها من خیلی نا امیدم احساس افسردگی میکنم خیلی هم ای خانواده شوهرم کینه گرفتم نمیخام اینطور باشم کمکم کنید میخام روحمو بزرگ کنم ب آدما محبت کنم خیلی عصبی و زود رنج شدم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
یک چیزی بگم شاید بدردت بخور الان روان درمانی در دنیا رفته سمت پذیرش و راهکارهایی که به پذیرش شرایط کمک میکنه یک سرچ بکن شاید به کارت بیاد چون تو تم اصلیش همین بزرگ کردن روح و صبر و رسیدن به کمال هم هست
همش میگم چرا فلان با من اینحور رفتار کرد چرا فلان اینجور بم گف باهیچکس رابطه خوبی ندارم درباره همه فکر بد میکنم فک میکنم واسه هیجکس مهم نیستم شوهرم وقتی فقط ماییم خیلی بم محبت میکنه ولی کافیه خانوادشو ببینه همش بی احترامی ک از عمد اینحور نگاه کردی و اونجور کردی با اینکه خونوادش بش میگن اینطور نیس ما بدی ندیدیم ولی ول کن نیس اونموقع میزنه بی احترامی میکنه بم میگه پاشو بفرستمت خونه آقات روحیمو داغون کرده خیلی تا امیدم ازش ی پسر دوساله هم دارم
خب دیگران انتظار دارن مثلا اگه ب خانواده شوهرم محبت نکنم شاکی میشن
بی خود انتظار دارن. با هرکی عین عین خودش باش. انسانیت ربطی به دوست داشتن نداره. دوسشون نداشته باش ولی انصاف رو باهاشون رعایت کن. اونوقت دبگه نمیخوای محبت کنی. اگه خوبن خوب باش اگه بدن بی تفاوت و سرد و عین خودشون. من اوایل هر روز به ننه شوهر ز میزدم و همیشه طلبکار بودن! هر هفته دو سه بار سر میزدم بعد جلو همه میگفت اصلا نمیاد و بره! بهد دیدم شوهرمم همنظر باهاشون، انگار نمیدید کارامو... واقعا نمیدید...بعد 5 سال به خودم گفتم باباهر کاری بکنم اینا طلبکارن، چرا بکنم! اولش قهر کردن و هارتر شدن حالا آدم شدن. صدسالم ز نزنن من زنگ تمیزنم شده سه ماه یه بار حرف زدم باهاشون. اینقدر اعصابم راحته.