سختگیری ها از عدم وجود امنیت مالیه میترسن زندگی شروع کنن میترسن پسر از پسش برنیاد پسرام دنبال پشتوانن بابای خودشون که نداره از بابای دختر توقع دارن.جاپای جوونا سفت نیست الان من میگم خب رفتم سر زندگی.زندگی که از فشار مالی حسرت بچه به دلم بمونه که یکی دیگه بدبخت نشه چه دلخوشی توش هست
الان من نمیرم مستاجری میگم مسخرم مگه بیام خونت بعد سال دیگه از پس اجاره برنیای برگردم باز خونه بابام. حق بدید به ادما تو شرایط نبودید بزرگترا سردو گرم چشیدن