سلام دوستان من دانشجو ام 24سالمه جند وقت بیش درس میخوندم تو سالن دانشکده تا اینکه متوجه شدم ی اقایی نکام میکنه خلاصه اومد نشست نزدیکای من جندتا سوال برسید راجب درس ی کم هم بحث شد در موردش توقع داشتم بخاد شماره بده اما جیزی نکفت وخدافظی کردیم
تا اینکه دیروز منو دید جلومو گرفت گفت میخام باهاتون صحبت کنم کفت شرایط اشنایی دارید کفتم اشنایی واسه جی هدف جیه گفت ازدواج
گفت برید فکراتونو بکنید عجله نیست نظرتون هرجی باشه بهش احترام قایلم
شماره هم نداد